|
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 :: 12:00 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
روز اول: با هم در یک دوره آموزشی ثبت نام کنید یا با استفاده از وسایل آموزشی در منزل مباحث جدیدی را بیاموزید.
روز دوم: یک منظره یا جای مناسبی را پیدا کنید و در سکوت در کنار هم غروب خورشید را تماشا کنید. روز سوم: با هم به جایی بروید که قبلا نرفته اید و آنجا برای مثال چای بنوشید، حرف بزنید و کنار هم وقت بگذرانید. حتی اگر این مکان جدید، حیاط خلوت یا تراس یا یکی از اتاق های منزلتان باشد، امتحان کنید. روز چهارم: امروز ترتیب یک شام دونفره ی خاص را بدهید، بهترین لباس هایتان را بپوشید، تلفن را قطع کنید و خودتان را به یک ضیافت دعوت کنید. روز پنجم: امروز یک یادداشت محبت آمیز برای هم بنویسید و جایی بگذارید که همسرتان ببیند و غافلگیر شود. روز ششم: با هم به دیدن یک فیلم، تئاتر بروید. روز هفتم: برای یک گفتگوی دو نفره ی طولانی برنامه ریزی کنید، واقعا روی هم متمرکز باشید و به هم گوش دهید و یک بده بستان کامل در درک هم را تجربه کنید. روز هشتم: امروز دو نفری آشپزخانه را تجربه کنید و یک غذای جدید با کمک هم بپزید. روز نهم: یک بازی راه بیندازید و با هم مسابقه دهید و خوش بگذرانید! روز دهم: فهرستی از دلایلی که بخاطرش همدیگر را دوست دارید، تهیه کنید و سپس فهرست ها را با هم عوض کنید؛ فهرستی مثل دوستت دارم بخاطر آهنگ صدایت، بخاطر صداقتت، علایق مشترکمان، تواناییت در آرام کردن من ... . روز یازدهم: آلبوم های قدیمی را بیاورید و با هم تماشا کنید، خاطرات ماه عسل تان را مرور کنید و حال و هوایتان را تغییر دهید. روز دوازدهم: با یک ظرف از خوراکی مورد علاقه تان کنار هم وقت بگذرانید، بخندید، یکدیگر را ماساژ بدهید و از بودن کنار هم لذت ببرید. روز سیزدهم: جای مناسب و راحتی را پیدا کنید و یکی از شعرهای مشترک مورد علاقه تان را با صدای بلند بخوانید، این بلند خواندن واقعا مهم است، از ماشین شخصی و زمان رانندگی هم میتوانید استفاده کنید؛ امتحان کنید و ببینید که چطور نشاط و شادی وارد رابطه تان می شود. روز چهاردهم: یک برنامه ی فعالیت دو نفره در بیرون از خانه ترتیب بدهید، مثلا کوه پیمایی کنید، در پاکسازی محیط زیست شرکت کنید و ... در هرصورت بروید بیرون و دونفری کاری را با هم انجام بدهید. روز پانزدهم: یک برنامه ی دونفره عکاسی بگذارید و عکس های دونفری بندازید و آنها را چاپ کنید، دقت کنید که اگر عکس ها را چاپ نکنید در واقع تمرین را انجام نداده اید. روز شانزدهم: عکس هایی را که چاپ کرده اید روی یکی از دیوار های منزلتان بچسبانید؛ جایی که حداقل یکبار در روز بتوانید ببینید. روز هیجدهم: خاطرات مشترک، شیرین و عاشقانه تان را با هم مرور کنید. روز نوزدهم: یکی از اتاق های منزلتان را دوباره بچینید، می توانید چیدمان اتاق را تغییر دهید، یا با توافق هم یک وسیله مشترک بخرید و به اتاق اضافه کنید، لازم نیست خیلی گران و بزرگ باشد، می توانید یک گلدان طبیعی به اتاق بیاورید، یا اینکه یک وسیله قدیمی را بازسازی کنید و به اتاق بیاورید. دقت کنید هدف اضافه کردن حس انرژی مشترک شما به فضای اتاق است. روز بیستم: غذای مورد علاقه همسرتان را خودتان شخصا برایش بپزید، فرقی نمی کند شما مرد هستید یا زن؛ در هر صورت امتحان کنید، مطمئن باشید تاثیر خوبی روی رابطه ی شما خواهد گذاشت! روز بیست و یکم: دریافت یک ماساژ خوب اغلب انسداد انرژی را از بین برده و موجب ترشح هورمون های آرامش بخش و ضد استرس می شود، تصمیم بگیرید حداقل هفته ای یکبار ماساژ پاها یا شانه را امتحان کنید، برای شروع یک سی دی آموزشی ماساژ تهیه کنید و این امکان را برای همسرتان فراهم کنید، قطعا نتیجه خوبی خواهد داشت. روز بیست و دوم: امروز همدیگر را غافلگیر کنید، انتخاب سوژه با شماست، سعی کنید خلاق باشید. روز بیست و سوم: با هم برای یک سفر ایده آل برنامه ریزی کنید، مهم نیست به کجا و کی، صرف وقت گذاشتن و برنامه ریزی کردن و حرف زدن درباره ی این برنامه حال شما را بهتر خواهد کرد و چه بسا به زودی فرصتش هم فراهم شود. امتحان کنید. روز بیست و چهارم: درباره اولین ها با هم صحبت کنید، اولین بار که او را دیدید، اولین باری که احساس کردید دوستش دارید، اولین بار که ... این یادآوری طراوت بیشتری به رابطه شما خواهد داد. روز بیست و پنجم: کمی تفریح و هیجان انرژی تازه ای به زندگی شما وارد می کند. بازی یکی از وجوه عشق ورزی است و طرف بازی را برای شما دوست داشتنی تر می کند. پیشنهاد امروز ما به شما این است : به یک فروشگاه بزرگ بروید و قایم باشک بازی کنید. همه مشغول خرید هستند، اما شما دو نفر لابلای قفسه ها در جستجوی هم! امتحان کنید و لذت ببرید. روز بیست و ششم: جایی را پیدا کنید که بطور مرتب بتوانید به آنجا سر بزنید، جایی مخصوص به خودتان؛ مثلا هفته ای یکبار یا ماهی یکبار، جایی مثل یک کافه یا رستوران یا یک نیمکت دنج در پارک، یا ... جایی متعلق به خودتان دونفر ... برای وقت هایی که دلتنگ یکدیگر می شوید؛ برای روزهایی که نیاز دارید یادتان بیاید که چقدر همدیگر را دوست دارید! دقت کنید که باید و بهتر است جایی باشد که خلوت باشد و نیاز به هزینه بالا نداشته باشد و بتوانید مرتب به آنجا سر بزنید! روز بیست و هفتم: یک زمان مخصوص برای بیرون ریختن دلخوری ها و ناراحتی ها و نگفته هایتان تعیین کنید؛ زمانی که هر دو آمادگی کامل برای شنیدن کامل داشته باشید؛ ایده آل هفته ای یکبار هست که کمک می کند در زندگی دو نفره تان انرژی منفی انبار شده وجود نداشته باشد. روز بیست و هشتم: بازی کردن و تفریح یکی از بهترین روش های وارد کردن انرژی مثبت به رابطه، افزایش صمیمیت و کاهش تنش و استرس محسوب می شود. می توانید از تاب یا ترامبولین شروع کنید؛ اکثر بزرگسالان هم مثل کودکان از این وسایل لذت می برند؛ یک پارک بازی خلوت پیدا کنید یا حتی اواخر شب که فرصت و فضای بیشتری فراهم هست، این چالش را امتحان کنید. روز بیست و نهم: برای هم یادداشت بنویسید؛ کوتاه یا بلند ... همه ما هنوز هم نامه ی کاغذی را بیشتر دوست داریم ... نامه هایی با عنوان های مختلف مثل برای روزهایی که میخواهی بدانی چقدر دوستت دارم، برای روزهایی که دلتنگی آزارت میدهد، برای روزی که پدر میشوی، برای ... میتوانید این نامه ها را به آدرس خانه یا محل کار همسرتان پست کنید. مطمئن باشید از دریافتشان واقعا خوشحال خواهد شد. روز سی ام: امروز یکبار دیگر تمام تمرین های گذشته را مرور کنید و آنهایی را که بیشتر دوست داشتید انتخاب کنید و در برنامه هفتگی خود چند مورد بگنجانید.
منبع: مشاورکو: مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین - 30 تمرین برای زناشویی عاشقانه
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 :: 14:09 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
ختلال عملکرد جنسی اشاره به مشکل (هایی) دارد که منجر به ممانعت از فرد یا زوج برای تجربه کردن رضایت از فعالیت جنسی می شود. ۴۳ درصد از زنان و ۳۱ درصد از مردان، اختلال عملکرد جنسی را گزارش کرده اند. اختلال عملکرد جنسی چیست؟ اختلال عملکرد جنسی اشاره به مشکلاتی دارد که در طول مراحل مربوط به چرخه های واکنش جنسی صورت می گیرد و منجر به ممانعت فرد یا زوج برای تجربه کردن رضایت از فعالیت جنسی می شود. چرخه واکنش جنسی به صورت مرسوم شامل تحریک، شرایط پایا، ارگاسم و حالت رفع می باشد. تمایل جنسی و تحریک مربوط به بخش تحریک واکنش جنسی می باشد. در حالیکه تحقیقات صورت گرفته نشان دهنده شیوع اختلال عملکرد جنسی می باشد (۴۳ درصد از زنان و ۳۱ درصد از مردان، سطوح مختلفی از این مشکل را گزارش کرده اند)، ولی یک موضوعی می باشد که اکثر افراد تمایلی به بحث در مورد آن ندارند. به دلیل اینکه گزینه های درمانی در دسترس می باشند، به اشتراک گذاری نگرانی های خودتان با والدین و مراقبان سلامتی اهمیت زیادی دارد. انواع مختلف اختلال عملکرد جنسی چه مواردی هستند؟ اختلال عملکرد جنسی در حالت کلی، در یکی از چهار گروه زیر قرار دارند: اختلالهای مربوط به تمایل – نبود تمایل جنسی یا علاقمندی به رابطه جنسی اختلال عملکرد جنسی می تواند بر روی افراد دارای سنین مختلف تاثیر گذار باشد، هر چند که بیشتر افراد بالای ۴۰ سال، به دلیل کاهش سلامتی در نتیجه مسن شدن، دچار این اختلال می شوند. علائم اختلال عملکرد جنسی چه مواردی هستند؟ در مردان: عدم توانایی برای بدست آوردن یا نگهداشتن یک نعوظ مناسب برای آمیزش (بدعملکردی نعوظی) عدم توانایی برای دستیابی به ارگاسم نبود علاقمندی نسبت به تمایل به رابطه جنسی عوامل فیزیکی – بیشتر شرایط فیزیکی و / یا بالینی می توانند منجر به مشکلاتی در عملکرد جنسی شوند. این شرایط شامل دیابت ها، بیماری قلبی و عروقی (رگ های خونی)، اختلالات عصب شناختی، عدم توازن های هورمونی، بیماری های مزمن همانند اختلال کلیوی یا کبدی، و الکلیسم و سوء مصرف مواد می باشد. علاوه بر این، تاثیرات جانبی برخی از داروهایی همانند داروهای ضد افسردگی، می تواند بر روی عملکرد جنسی تاثیرگذار باشد. عوامل روانشناختی – این عوامل شامل استرس و اضطراب مربوط به کار، نگرانی های مربوط به عملکرد جنسی، مشکلات زناشویی یا رابطه ای، افسردگی، احساس گناه، نگرانی های مربوط به تصویر بدن و تاثیرات مربوط به آسیب جنسی گذشته می باشد. منبع: مشاوره آزاد جنسی و زناشویی - اختلال عملکرد جنسی
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 :: 14:08 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
ده راه برای به ارگاسم رساندن خانم ها awww.amazing.ir_wp_content_uploads_2015_07_Orgasm_women_amazing_ir_3.jpg 1 - تخیل و تجسم رابطه : 2 - آرامش خودتان رو حفظ کنید موقع رابطه : 3 - اطلاع از نقاط حساس بدنتان : 4 - اصلا ناراحت فیزیک بدن خود نباشید : afiles.namnak.com_users_zn_aup_9502_140_pics__D8_A7_D8_B1_DA_Ab52e706b69e789789f3c71aa389ada00.jpg 5 - حذف کردن مواردی که باعث درگیری ذهن شما میشود : 6 - برای حرف زدن و درخواست خود خجالت نکشید : 7 - اغراق در تحریک جنسی : 8 - لمس کردن بدن خودتان : 9 - ساعت رابطه خود را به دیر وقت نکشانید : 10 - در وضعیت بالا قرار بگیرید :
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 :: 08:51 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
بسیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کافی درباره نحوه برخورد با روابط زناشویی و عاطفی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد. اگر از زوجی که سال ها با هم زندگی کرده اند، پیرامون روابط زناشویی آنان بپرسید، به احتمال زیاد با این پاسخ رو به رو می شوید:" به گرمی روزهای نخستین نیست، اما هنوز هم چیز بسیار خوبی است." بله، فروکش کردن شدت اشتیاق جنسی طی زمان برای هر زوجی پیش می آید و عادی است. به طور معمول، حدود ۱۸ ماه پس از زندگی مشترک، یعنی پس از پشت سر گذاشتن مرحله شیدایی، اختلاف در میل جنسی به تدریج خودش را نشان می دهد. منظور از اختلاف در میل جنسی و روابط زناشویی وضعیتی است که شدت کاهش اشتیاق جنسی در یکی از زوج ها از دیگری بیشتراست. اگر به این اختلاف به اندازه کافی توجه نشود، کم کم حالت غیر عادی به خود می گیرد و به سرد شدن ارتباط زناشویی زوج ها می انجامد. از این رو، شما باید پیرامون روابط زناشویی بیش از پیش اطلاعات به دست آورید. اغلب افراد ارتباط زناشویی را عملی خود جوش و عاشقانه می دانند که به هیچ گونه آموزش یا برنامه ریزی نیاز ندارد.اما توجه داشته باشید رابطه زناشویی، که بخش مهمی از زندگی انسان را تشکیل می دهد و حتی در تعیین میزان احساس رضایت از زندگی نقش کلیدی دارد، مانند بسیاری از رفتارهای ما در اثر آموزش و یادگیری جهت دهی مناسب پیدا می کند. کسب اطلاعات درست درباره مهارت های بهبود روابط زناشویی بین دو جنس، تقویت احساس مسؤولیت در قبال زندگی جنسی خویش و آگاهی بیشتر درباره روابط جنسی سالم به شما کمک می کند به ارتباط زناشویی خود انرژی ببخشید و از خاموش شدن شمعی که روشنی زندگی شما تاحدود زیادی به آن وابسته است جلوگیری کنید.
دکتر پت لاو ، نویسنده کتاب های Hot Monogamy (گرم گرم با یک همسر) و The Truth About Love ( حقیقت عشق)، معتقد است" درک زبانی که همسر شما با کمک آن به شما ابراز عشق می کند" کلید حل اختلاف در میل جنسی و روابط زناشویی است.اگر شما این زبان را بشناسید و به موقع به آن پاسخ دهید، تفاهم جنسی را تقویت کرده اید که نتیجه آن اشتیاق جنسی و گرم شدن ارتباط زناشویی است.به نظر دکتر لاو برای به دست آوردن آن چه که از همسر خود می خواهید، بایدآن چه را که او می خواهد به او بدهید.
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 :: 08:47 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
سقط جنین می شود. از آمار واقعی تا گفتگو های اخلاقی و حقوقی اطراف آن.
سقط جنین قانونی از طریق سازمان پزشکی قانونی درباره سقط معالجه ای گزارش می شود. یعنی در مواقعی که ادامه بارداری مادر به فوت جنین یا مادر کشیده شود. ولی درباره سقط های قانونی نمی باشند آمار اصلی نداریم. عدم آمار اصلی درباره سقط جنین که قانونی نمی باشد تنها برای کشور ایران نمی باشد. قانون های سختگیرانه ای که در دیگر کشورها متفاوت دنیا موجود می باشد ، باعث شده است که شمارش دقیقی در این باره موجود نباشد. ولی بر طبق شمارش تقریبی گزارش شده است که حدود ۹۰ درصد سقط ها در کشور قانونی نمی باشد. سقط جنینی که قانونی نباشد سالم بودن زنان را به طور جدی به خطر می اندازد. کارشناسان می گویند آسان شدن مراحل سقط درمانی و یاد دادن تنظیم خانواده برای کم شدن سقط جنین به دور از قانون راه حل مناسبی می باشد. سیاست جلوگیری از بارداری سیاست ها ادامه می یابد. ولی به گفته کارشناسان با خارج کردن وسایل جلوگیری از بارداری از دسترس مردم و نبود یاد دادن تنظیم خانواده اثرات منفی بر جمعیت کشور می گذارد. به عنوان سوال اول شما موثر بودن سیاست های گروهی را بر روی شمارش سقط جنین به چه صورت بررسی می کنید؟ سیاست های تازه گروهی وقتی آغاز شد ، بدون توجه کردن به متفاوت بودن زنان از لحاظ اقتصادی ، جغرافیایی ، سن و وضعیت خانواده به طور کلی همه شیوه های جلوگیری از بارداری را از میان برداشتند. در هر صورت یک جمعیتی از زنان وجود دارد که ما از نظر سنی صلاح برای بارداری نمی دانیم زیرا هم برای خودش و نوزاد خطرناک می باشد و از نظر پزشکی پیشنهاد نمی شود که باردار بشوند ، مانند زنانی که پایین تر از ۱۸ و بالاتر از ۳۵ سال می باشند بارداری برای آنها مضر می باشد. با عوض شدن سیاست گروهی گفته می شود زنانی که قصد دارند از بارداری جلوگیری کنند خودشان به بازار بروند و آن را بخرند. در حقیقت این سپردن جلوگیری از بارداری به زنان ، بدون در نظر گرفتن این که برخی زنان به علت آن که در مکان های دور زندگی می کنند مثل روستایی و منطقه های محروم امکان دارد برای جلوگیری قابل دسترس آنها نباشد و از طرف دیگر برخی از نظر مالی به پرداخت هزینه قادر نباشند. شرایط بارداری در سقط جنین به جمعیت اضافه کنند دارند ، و بدون اینکه در نظر بگیرند دارای چه خطراتی می باشد، آیا فاصله میان فرزند آنها مراعات شده یا نه تمام زنان به بارداری دعوت شده اند. بعدها که این مشکلات آشکار و روشن تر شد تصمیم دیگری گرفتند که در منطقه های روستایی امتیازاتی قرار دادند برای خانوم ها به این شکل که اگر خانومی در یک منطقه های خاص نه تمام کشور ، رجوع می کرد و می خواست از بارداری جلوگیری بکند وسایل مورد نیاز را تقدیم آنها می کنند. البته این وسیله ها بدون آموزش و دخالت دیگری می باشد. اگر خانومی از منطقه های دور و روستایی برای تهیه وسیله های جلوگیری از بارداری رجوع کند و دارای برخی شرایط باشد، مانند: (از لحاظ تعداد فرزند و فاصله بارداری و سن و بیماری جدی ) در آن صورت مرکز های بهداشتی به او وسیله تقدیم می کند. سیاست کاهش سقط جنین بله قطعا . زیرا این گونه سیاست موجب بیشتر شدن بارداری های نا خودآگاه می شود و هنگامی که بارداری ناخودآگاه باشد اگر چه ممکن است یک تعداد از خانوم ها به هر طریقی که شده به سراغ بارداری و مراحل آن بروند ولی تعدادی هم به سراغ سقط جنین می روند. سقط جنین هم در کشور قانونی نمی باشد مگر آنکه سقط درمانی صورت گیرد یعنی سقط جنین به خاطر بی نظمی های مهم جنینی یا خطر داشتن جانی از بارداری و زایمان برای مادر داشته باشد در غیر این صورت بقیه اشخاص باید به طرف سقط جنین غیر قانونی بروند . که موقعیت آن فرق می کند. از لحاظ طبقاتی طبقه مرفه که دارای توانایی در هزینه می باشند با یک پزشک توافق کنند و به سراغ یک مرکز درمانی سقط مراجعه کنند ، ولی طبقات پایین تر که توانایی هزینه آن را ندارند مجبور می باشند که از طریق سنتی یا شیوه های زیرزمینی را در پیش بگیرند . به طور مثال به بازار بروند و دارویی که قانونی نمی باشد را تهیه کنند و بدون حاضر بودن پزشک و بدون بهداشت به سقط اقدام کنند. مراکز سقط درمانی شمارشی از طرف پزشک قانونی نشان داده شده است که رجوع برای سقط درمانی در تهران نسبت به ۶ ماه گذشته دو برابر می باشد. آیا این امر می تواند علامت هایی از کم شدن سقط به دور از قانون و رجوع از روش های قانونی مخصوصا درباره طبقات متوسط باشد؟ مشاهده کنید این سقط های درمانی با سقطی که به علت بارداری ناخودآگاه می باشد فرق دارد. این را باید در دو مرحله جداگانه بگذاریم ، یعنی مراجعه کردن به هر کدام از این روش ها به صورت جداگانه صورت گیرد ، چون کاملا تفاوت دارند. درباره اینکه به چه علت سقط های درمانی و رجوع کننده به دکتر قانونی افزایش یافته زیرا روی آن بررسی صورت نگرفته است ، نمی شود به طور قطعی بیان کرد ولی چند فرض قابل مطرح می باشد. یکی اینکه به دلیل سیاست تازه گروهی و نبود دسترسی به شیوه های جلوگیری از بارداری ، احتمالا تعداد بارداری ها به طور کلی یا در قسمتی از جمعیت افزایش یافته است ، که با افزایش میزان بارداری موارد تقاضا کننده برای سقط درمانی هم افزایش می یابد. یک فرضیه دیگری این می باشد که میزان بارداری در سن بالا بیشتر شده است که دو دلیل دارد. ۱٫زنانی که در سن بالا به سر می برند و بچه دار شده اند ، حالا در موقعیت سنی نامطلوب تصمیم به بارداری می گیرند ، ۲٫ امکان دارد بارداری در سن بالا به خاطر ازدواج در سن بالا باشد. در هر صورت با زیاد شدن سن مادر ایجاد شدن برخی بی نظمی های جنینی افزایش می یابد و اینها از سقط درمانی دوری می کنند. فرضیه بعدی این می باشد که اخیرا در مرکز های بهداشتی درمانی که تحت نظر وزارت غربالگری بی نظمی کروموزومی با جدی بودن بیشتر صورت می گیرد ، و کسانی که خدمت می کنند چه پزشک چه مامایی به همه خانوم هایی که رجوع می کنند به سن آنها کاری ندارند پیشنهاد می کنند که برای تشخیص دادن مشکل جنین به آزمایش غربالگری رجوع کنند. تست غربالگری من شمارشی ندارم ، ولی بر طبق مشاهده های شخصی برای مراجعه به این آزمایش نسبت به گذشته افزایش یافته است و امکان دارد به همین دلیل باشد که رجوع به پزشک قانونی و خواسته های سقط جنین که اشکال دارد افزایش یافته باشد. یک عوامل دیگر تاثیرگذار هم بیشتر شدن میزان اطلاعات مادران و کم شدن حساس بودن جامعه به سقط جنین می باشد. در گذشته مخالف بودن افزایش داشت ، ولی الان اطلاعات بیشتر شده است ، و خانواده ها هنگامی بفهمند جنینی که به دنیا می آورند سلامت نیست و اشکال جدی برای خودش و خانواده و جامعه دارد ، قبول می کنند که از شیوه سقط برای چنین موضوعی مانع شوند. این را هم بدانید که به دلیل ملاحظه های قانونی و شرعی که درمورد سقط جنین موجود می باشد ، حتی سقط درمانی که به علت های پزشکی صورت می گیرد با مشکل و دشواری همراه می باشد و روال اجرای آن اشکلات زیادی به وجود می آورد. به طور قانونی اگر بارداری برای جان مادر دارای خطر باشد یا جنین اشکال جدی داشته باشد به سقط آن اجازه می دهند ، ولی انقدر این روال دشوار و دارای مدت زیادی می باشد و شکل اداری صورت گرفته است یک گولدن تایم ۱۹ هفته ای را دارا می باشد که اگر مادری که قصد رجوع به آن را دارند کمی دیر برود و به علتی این روال اداری کمی طولانی شود زمان از بین می رود. هنگامی مجوز گرفتن سقط درمانی از پزشکی قانونی سخت باشد ، قطعا قسمتی از زنان به سوی شیوه های زیر زمینی و قانونی نبودن می روند که اثرات منفی در بر خواهد داشت و مادر را به خطر می اندازد. شما چه راه حلی را برای کم شدن سقط های غیر قانونی که برای سالم ماندن زنان خطر ایجاد می کند را پیشنهاد می کنید؟ تنها راه کار جلوگیری از سقط بدون قانون در حال حاضر این می باشد که ، جلوگیری از بارداری با جدیت باشد. به زنان یاد داده شود که تا برای بارداری آماده نیستند شیوه های جلوگیری از بارداری در پیش بگیرند و این وسیله ها به صورت رایج یا ارزان در اختیار آنها قرار دهند. این یادگیری درباره جلوگیری از بارداری باید از سن نوجوانی هم به پسر و به دختر عرضه شود. این که سیاست بیشتر شدن جمعیت باید با توجه به همه عوارض آن دنبال شود. بارداری های ناخودآگاه چه اثراتی برای زن و فرزند او دارد؟ بارداری ناخودآگاه اما موقعیت نگه داشتن فرزند را ندارند و بچه به صورت ناخودآگاه به وجود می آید و زمینه مناسب برای داخل شدنش به این دنیا موجود نمی باشد . بچه ای که از حاصل بارداری ناخودآگاه باشد امکان دارد صدمه های متفاوتی داشته باشد و احتمال اینکه کودک اذیت شود نسبت به بچه های دیگر بیشتر می شود. سری بعد بارداری ناخودآگاه خانوم هایی می باشند که به دور از شرایط شرعی ازدواج باردار شوند. و به دلیل اینکه بدون شرع و قانون بچه های از حاصل روابط به دور از ازدواج رسمی می باشد از بسیاری از حقش بی نصیب می ماند چنین بارداری هایی اغلب رو به سقط خواهند رفت. بارداری ناخودآگاه خارج از شرع خانواده مسئله ای تلخ می باشد ولی نمی توان آن را پنهان کند. واکنش خانواده و برخوردی که با خانوم می شود درباره نگه داشتن یا سقط جنین به چه صورت می باشد ؟ آیا راه حلی موجود می باشد که رفتار خانواده ها و اجتماع به طرفی عوض شود که زن به سراغ سقط به دور از قانون برود؟ این که در این باره چه تغییراتی باید بشود باید گفت که تغییرات بزرگی الزامی می باشد که صورت بگیرد که زنی که بدون داشتن همسر باردار می باشد نرود به سراغ سقط جنین. این به خانواده ها مربوط نمی باشد ، شرع و قانون مشخص می کند. هنگامی که جنین بچه ای در جوامع قبول نمی کند و برخی حق را به دلیل غیر شرع بودن از دست می دهد ، مادرهای مجرد تحت هر موقعیتی به سقط روی می آوردند که از تولد این گونه بچه پیشگیری می شود یا اگر روشی برای سقط موجود نباشد امکان دارد به دنیا بیاید ولی سرپرستی او را نپذیرند و او را رها کنند. فعالیت هایی که احتمال دارد از سقط جنین به دور از قانون در این نوع بارداری ها جلوگیری کند ، باز هم یا یادگیری بیشتری درمورد جلوگیری از باردار می باشد ، یا آماده ساختن سقط جنین ارزان برای خانوم ها یا حمایت کردن قانونی از مادرهای مجرد و فرزندانی که حاصل ازدواج شرعی نمی باشند. منبع: تالار وانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج خانواده تحصیلی همیاری ایران - سقط جنین
شنبه 14 اردیبهشت 1398 :: 13:21 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
سکس و رابطه زناشویی دارای مزایای زیادی است. سبب می شود که همسران به آرامش برسند. مزایای داشتن رابطه جنسی برای مردان ممکن است شما را متعجب کند. گفته می شود که رابطه جنسی سبب کاهش درد، کاهش استرس و کاهش فشار خون است. مشاوره خانواده می تواند راهی برای شناخت مزایای رابطه جنسی باشد. اما چطور؟ در اینجا ۷ مزایای جنسی برای مردان وجود دارد: طبق یک مجله سلامتی مردان، یک مرد عادی در طول رابطه جنسی ۱۰۰ کالری سوزانده است. مقدار سوختگی کالری به مدت طولانی بستگی به جنس دارد. کاهش استرس از آنجا که جنس می تواند یک نوع ورزش باشد، اضطراب و افسردگی را از بین می برد. در حال محدود کردن میل جنسی. کاهش فشار خون بر اساس گزارش ها، مردان دارای رابطه جنسی واکنش مثبت بیشتری نسبت به کاهش فشار خون نسبت به مردان دارند. در نتیجه، می توان گفت که رابطه جنسی فشار خون مردان را کاهش می دهد. استراحت بهتر گرچه سطح این هورمون در زنان بالاتر است، هورمون در مردان پس از رابطه جنسی ترشح می ش.د و باعث می شود آنها خواب بیشتری داشته باشند. کاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات به گفته دانشکده پزشکی هاروارد، مردان که در طی ماه بیست و یک ماهگی عادت های خود را تجربه می کنند، مردان چهار تا هفت برابر مردان را به عنوان مردان کاهش داده و سی و سه درصد احتمال ابتلا به سرطان پروستات کمتر دارند. بر اساس این گزارش، انزال مواد مضر را حذف می کند که سرطان پروستات را از پروستات می کند. این تحقیق به منظور بررسی نقش انزال در سرطان پروستات انجام شد. علائم سرطان پستان حاد چیست؟ هورمون های اکسی توسین و اندورفین ها، که در طول رابطه جنسی ترشح می شوند، درد را کاهش می دهند. بر اساس یافته های این هورمون ها درد را کاهش می دهند، اما یک مطالعه اخیر نشان می دهد که هورمون اکسی توسین می تواند درد مزمن را حل کند. افزایش طول عمر بر اساس یک گزارش، مردان که دو هفته در هفته به ارگاسم باز می گردند، میزان مرگ و میر پنجاه درصد کمتر از مردان است که در ماه یک بار تجربه می کنند. مزایای جنسی به عنوان یکی از عوامل اصلی تقویت عزت نفس، کاهش استرس و افزایش حس بانی زنان و مردان، حیاتی و مهم است. موضوع اصلی این مقاله این است که شما می توانید یک زندگی سالم، لذت بخش و طولانی مدت با یک شیوه زندگی سالم داشته باشید. این مقاله بیست و هفت مزیت اصلی رابطه جنسی برای زنان و مردان را مشخص می کند. مزایای رابطه جنسی بنابراین، اگر به دنبال سلامتی جنسی هستید، باید این مزایای جنسی را دنبال کنید و سپس سعی کنید فعالیت جنسی خود را با شریک زندگی خود به طور منظم انجام دهید، به خصوص اگر در تلاش برای مقابله با برخی از بیماری ها در خانه باشید. مشاورانه در اینجا برخی از مزایای رابطه جنسی است که شما باید بدانید. و بعد از دانستن آنها سعی کنید همیشه از زندگی جنسی خود لذت ببرید. جنسیت سیستم ایمنی را تقویت می کند. افراد مبتلا به رابطه جنسی منظم، یعنی حدود یک تا دو بار در هفته، می توانند سطوح بالاتری از آنتیبادی A (یا آنتیبادی ها) داشته باشند. بر اساس یک مطالعه، آنتی بادی ها در سیستم ایمنی بدن برای مبارزه با موجودات مهاجم و کاهش نیاز به فعال سازی سیستم ایمنی بدن عمل می کنند. به همین دلیل، افرادی که به طور منظم رابطه جنسی دارند، روزهای کمتری را برای رفتن به برای ایجاد سیستم سلامت بدن خود باید از موارد زیر استفاده کنید: همیشه فعال باش فعالیت جنسی با فشار خون پایین همراه است، حداقل برای زنان. در پژوهش دیگری، محققان دریافتند که آغوش می تواند به ما کمک کند که فشار خونمان را به طور طبیعی حفظ کنیم. در مردان، افزایش فشار خون می تواند منجر به نقص عملکرد نعوظ شود، و در زنان فشار خون بالا می تواند منجر به تضعیف غریزه جنسی و کاهش میل جنسی شود. درد را تسکین می دهد. محققان بر این باورند که در برخی از بیماران مبتلا به سردرد میگرنی و خوشه بندی، رابطه جنسی می تواند سردرد را نسبتا یا به طور کامل از بین ببرد. در رابطه جنسی صحبت کنید. اگر به طور مرتب فعالیت جنسی دارید، احتمال بیشتری دارید که این کار را ادامه دهید. در این رابطه روانی و ارتباطی فیزیکی، مخصوصا برای زنان وجود دارد. فعالیت جنسی منظم تر به افزایش جریان خون، سیالیت واژن و کشش کمک می کند، که باعث می شود رابطه جنسی شما لذت بخش تر باشد.
همه مقالات مشاوره جنسی فراموش نکنید، با این حال، شما هر شب برای به دست آوردن جلوه های ضد پیری نمی تواند رابطه ای داشته باشید. ۶-خطر ابتلا به سرطان پروستات را کاهش می دهد. اگر چه این رابطه بین سکس و سرطان پروستات باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد، شاید عوامل دیگری نیز وجود داشته باشد که می تواند به این رابطه افزوده شود. ۷-افزایش باروری آنها همچنین دریافتند که کیفیت اسپرم در بهترین حالت زمانی است که فقط دو روز از زمان نزدیک شدن به آن در حال حاضر بود، اما اگر ده روز گذشته ارتباط قبلی داشته باشد، کیفیت اسپرم به شدت کاهش می یابد. اگر شما در حال تلاش برای داشتن یک نوزاد هستید، اسپرم خود را تازه نگه دارید و اسپرم را با بالاترین کیفیت با حداقل دو برابر نسبت جنسی در هفته، نه فقط در طول تخمک گذاری زن، حفظ کنید. علاوه بر این، فعالیت منظم جنسی کمک می کند تا تعادل هورمون های زنانه و تنظیم قاعدگی خود را حفظ کنید که به نوبه خود ممکن است احتمال حاملگی را افزایش دهد. ۸-مغز را تقویت می کند. ۹-احساس بویایی را افزایش می دهد. بعد از فعالیت جنسی، بدن ممکن است هورمون هایی به نام پرولاکتین تولید کند که ممکن است به واکنش ما نسبت به بوی های مختلف کمک کند. ۱۰-بهبود سلامت دندان. کلسیم و روی همچنین مواد تشکیل دهنده بسیاری از دهانشویه ها را تشکیل می دهند. همانطور که در مقاله زیر مشاهده می کنید، رابطه جنسی مزایای دیگری برای زنان و مردان دارد. بنابراین، شما باید این مقاله را بخوانید تا همه مزایایی که از داشتن رابطه جنسی دارید را بیابید و سپس متقاعد شوید که بهتر است حداقل یک بار در هفته رابطه جنسی داشته باشید. ۱۱-روابط جنسی باعث کاهش استرس و افسردگی می شود. این مواد شیمیایی می تواند به کاهش استرس و افزایش لذت، اعتماد به نفس و آرامش کمک کند. علاوه بر این، تحقیقات نیز نشان داده است که افرادی که به طور منظم رابطه جنسی با مردان گزارش می دهند، پاسخ بهتر به شرایط استرس دارند. علاوه بر این، فعالیت جنسی می تواند سروتونین را آزاد کند، که معمولا “هورمون خوشبختی” نامیده می شود. سطح مناسب سروتونین در بدن شما را به خوبی احساس می کند و اگر شما آن را نداشته باشید خطر ابتلا به افسردگی بالاتر خواهد بود. با این حال، مصرف داروهای ضد افسردگی با هدف افزایش این هورمون می تواند میل جنسی شما را کاهش دهد. اگر سطح هورمون شما طبیعی باشد، طبیعی است که این هورمون را از طریق ورزش، مقاربت جنسی و یا کربوهیدرات سالم دریافت کنید. می توانید از مرکز مشاوره برای موارد فوق استفاده کنید. ۱۲-کنترل مثانه را بهبود می بخشد. در حقیقت، بارداری و یائسگی می تواند این عضلات را تضعیف کند و فعالیت جنسی می تواند به زنان کمک کند تا کنترل عفونت های مثانه را کنترل کنند و مانع از تبدیل آنها به اشتباه شود. علاوه بر این، می توانید این مزایا را با تمرین کگل در طول فعالیت جنسی افزایش دهید. تمرین کگل این است که ماهیچه های پایین تر لگن را بالا ببریم و سپس آنها را به طور قاطع نگه دارید، همانطور که می خواهید جریان ادرار را متوقف کنید. این در واقع یکی از مزایای لیست مزایای جنسی برای زنان و مردان است، بنابراین نباید این مزایای شگفت انگیز را نادیده گرفت، اما شما باید از آن برای همیشه استفاده کنید. ۱۳-کیفیت خواب را بهبود می بخشد. علاوه بر این، “هورمونهای عشق” به نام اکسیتوسین، آزاد شده در طول ارگاسم، همچنین به بهبود خواب شما کمک می کند. و یک خواب بهتر می تواند به مزایای زیر منجر شود: داشتن یک سیستم ایمنی قوی علاوه بر این، هنگامی که مزایای رابطه جنسی به نفع شما می آید، نباید این واقعیت را نادیده بگیرید که می تواند به طور موثر به بهبود خواب کمک کند. مشاورانه فعالیت جنسی کمک می کند تا به افزایش ضربان قلب، قدرت عضلانی و سوزاندن کالری، درست مثل ورزش. در واقع، برخی تحقیقات اخیر نشان داده است که مقاربت جنسی می تواند حدود ۳ کالری برای زنان و ۴ کالری در هر دقیقه برای مردان و به همین ترتیب نوعی تمرین ورزشی باشد. روابط جنسی نیز می تواند به حفظ تعادل و انعطاف پذیری در بدن کمک کند. ۱۵-سلامت قلب را بهبود می بخشد. مردان که فعالیت جنسی را مرتبا و حداقل دوبار در هفته، ۴۵ درصد کمتر احتمال دارد که بیماری قلبی مانند حمله قلبی یا سکته مغزی را داشته باشند، در مقایسه با کسانی که یک بار یک ماه یا کمتر از رابطه جنسی هستند. در واقع، روابط جنسی نه تنها دارای مزایای بسیاری برای سلامت قلب است، بلکه سطح استروژن و تستوسترون را در تعادل نگه می دارد، که به نوبه خود برای داشتن یک قلب سالم ضروری است. ۱۶-روابط را بهبود می بخشد هر دو جنس و ارگاسم منجر به افزایش سطح هورمونهای عشق به نام اکسی توسین می شوند که ممکن است به شما کمک کند که رابطه تان را با شریک خود افزایش دهید و ارتباطات همدلی بیشتری داشته باشید. مطالعات همچنین نشان می دهد که رابطه جنسی ممکن است مربوط به: افزایش رضایت زمانی که شما میل جنسی شریک زندگی خود را برآورده می کنید. افزایش سطح اعتماد، عشق و صمیمیت بهبود توانایی تشخیص احساسات ۱۷-کاهش ناراحتی ناشی از اختلافات احساسی. خطرات بارداری را کاهش می دهد. فعالیت جنسی منظم می تواند خطر عوارض حاملگی را کاهش دهد که می تواند باعث تورم دست و پا، حالت تهوع، سردرد و تشنج شود. ۱۸-مزایای زندگی جنسی زندگی مهم است. یکی دیگر از مزایای شگفت انگیز زندگی جنسی برای مردان و زنان، که نباید نادیده گرفته شود، تاثیری بر امید به زندگی است. یک مطالعه نشان داد که خطر مرگ ناشی از دلایل پزشکی در افرادی که مقاربت جنسی حداقل سه بار در هفته دارند، ۵۰ درصد کمتر از کسانی است که تنها یک بار در ماه سکس داشتند. ۱۹-افزایش جذابیت فرد برای همسرش. مواد شیمیایی هستند که شناخته شده اند تا گرایش فرد به یک شریک جنسی را افزایش دهند. به همین دلیل است که اگر شما با شریک زندگی خود بیشتر از طریق رابطه جنسی فعال هستید، احتمال بیشتری برای ارتباط با او خواهید داشت. در واقع، افزایش تمایل خود نسبت به شریک زندگی شما، یکی از مزایای شگفت آور مقاربت جنسی است، بنابراین شما باید از این رابطه برای جذب شریک زندگی خود استفاده کنید. ۲۰-سلامت و درخشش پوست را افزایش می دهد. کارشناسان همچنین دریافتند که مقاربت جنسی باعث افزایش سطح اکسیژن، افزایش جریان خون و مواد مغذی آن در پوست می شود، به طبع افزایش سطح پوست جدید پوست و ایجاد پوستی سالم و نرمتر را احساس می کند. در واقع، این یکی دیگر از مزایای بزرگ مقاربت جنسی است که شما باید بدانید و از این رو آن را برای همیشه دنبال کنید. ۲۱-مو را درخشان می کند هورمون ها نه تنها محرک های جنسی را کنترل می کنند، بلکه موهای شما را نیز تحت تاثیر قرار می دهند. بعضی از مطالعات نشان داده اند که یک شیوه زندگی سالم می تواند باعث تقویت موهای سالم و براق شما به وسیله افزایش متابولیسم مواد مغذی شود. در واقع، این نباید در فهرست بهترین مزایای جنسی برای همه از دست رفته باشد، اما سعی کنید از آن برای به دست آوردن موهای سالم و صاف استفاده کنید. 7 فایده رابطه جنسی و 25 راه جذاب تر شدن رابطه زناشویی ۲۲-ناخن را تقویت می کند. و این بدان معنی است که ناخن ها شکست نخورده و زیبایی خود را برای مدت طولانی ادامه خواهند داد. در واقع، تقویت ناخن یکی از مزایای استفاده از رابطه جنسی برای زنان و مردان است که نباید زیر سؤال برانگیزاند، اما سعی کنید ارتباط منظم با ناخن قوی داشته باشید. ۲۳-اسپرم سالم را تولید می کند. برخی مطالعات نشان داده اند که مردان دارای فعالیت جنسی منظم دارای تعداد اسپرم بالاتری هستند و حجم مایع بالاتر از مردان است که به طور منظم رابطه جنسی ندارند. ۲۴-کاهش چین و چروک پوست. این مزیت مخصوصا زمانی مفید است که پوست زن خشک و دارای چین و چروک بیشتری باشد زیرا سطح استروژن آن به طور طبیعی کاهش می یابد. در یک مطالعه، محققان نشان دادند که زنان مبتلا به یائسگی و یک هفته منتقله جنسی دارای سطوح استروژن دو برابر بیشتر از افرادی هستند که بدون مقاربت جنسی هستند. در واقع، کاهش چین و چروک یکی دیگر از مزایای استفاده از رابطه جنسی با مردان و زنان است و شما باید بدانید که چگونه از آن برای همیشه استفاده کنید. ۲۵-افزایش اعتماد به نفس فرد. ۲۶-استخوان را تقویت می کند روابط جنسی منظم می تواند سطح استروژن را در زنان یائسه افزایش دهد و بنابراین می تواند در برابر برخی از اختلالات منجر به ضعف استخوان ناشی از کمبود استروژن محافظت کند. به همین ترتیب، مردان نیز می توانند از مقاربت جنسی بهره مند شوند. ثابت شده است که مقاربت جنسی باعث افزایش سطح تستوسترون در طی و بعد از رابطه جنسی می شود که به نوبه خود می تواند مردان را در برابر پوکی استخوان محافظت کند. این جدیدترین لیستی از مزایای جنسی برای مردان و زنان است که نباید زیر سؤال نکنید، اما باید سعی کنید رابطه جنسی منظم داشته باشید، مخصوصا اگر بخواهید تمام روز را احساس کنید. اگر به اولین صبح بپیوندید، می توانید روز جدید خود را با احساس خوب شروع کنید و این احساس می تواند برای همیشه ادامه یابد. شما همچنین سیستم ایمنی قویتری نسبت به افرادی که فقط یک فنجان چای قبل از خروج از خانه مصرف می کنند. البته بدون داشتن رابطه جنسی می توانید همان مزایا را داشته باشید. بنابراین، تنها مقاربت جنسی راهی برای بهبود کیفیت زندگی شما است. یکی دیگر از مزایای جنس این است که شما در تمام طول روز احساس راحتی می کنید. این جدیدترین لیستی از مزایای جنسی برای مردان و زنان است که نباید سؤال نکنید، اما باید سعی کنید رابطه جنسی منظم داشته باشید، مخصوصا اگر بخواهید تمام روز را احساس کنید. اگر به اولین صبح بپیوندید، می توانید روز جدید خود را با احساس خوب شروع کنید و این احساس می تواند برای همیشه ادامه یابد. شما همچنین سیستم ایمنی قویتری نسبت به افرادی که فقط یک فنجان چای قبل از خروج از خانه مصرف می کنند. البته بدون داشتن رابطه جنسی می توانید همان مزایایی داشته باشید. پیوستن به فعالیت های سرگرم کننده دیگری نیز می تواند به همان منافع شما کمک کند. بنابراین، تنها مقاربت جنسی راهی برای بهبود کیفیت زندگی شما است. زمانی که وقت خود را برای انجام فعالیت جنسی اختصاص دهید، می توانید احساس شادی و شادی بیشتری داشته باشید. مشاوره روانشناسی را در این زمینه دست کم نگیرید. منبع : یوسفی ناصر, اعتمادی عذرا, بهرامی فاطمه, فاتحی زاده مریم السادات, احمدی سیداحمد, بشکیده کیومرث, عیسی نژاد امید. رابطه سبک دلبستگی با کیفیت روابط زناشویی. پژوهش های مشاوره (تازه ها و پژوهش های مشاوره) : زمستان ۱۳۸۹ , دوره ۹ , شماره ۳۶ ۲- دغاغله فاطمه , عسگری پرویز, حیدری علیرضا. رابطه بخشودگی، عشق، صمیمیت با رضایت زناشویی. یافته های نو در روان شناسی (روان شناسی اجتماعی : پاییز ۱۳۹۱ , دوره ۷ , شماره ۲۴
شنبه 14 اردیبهشت 1398 :: 13:18 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
زنان و مردان موارد مشابه معنادار و مهمی را از یکدیگر می خواهند، ولی همچنین یک سری تفاوت های کلیدی ما بین نیاز های مربوط به جنسیت های مختلف از طرف مقابلشان وجود دارد. این تفاوت ها برای به این منظور است که زوجین بتوانند یک رابطه رضایت بخشی داشته باشند. شما به عنوان یک جنتلمن توجه نزدیکی به همسرتان خواهید داشت، چرا که موفقیت شما در ایجاد احساس دوست داشته شدن و قدردانی شدن در همسرتان باعث خواهد شد که شما شانس بهتری برای دستیابی به خواسته های خودتان داشته باشید. شناختن این موضوع که او (مونث) دوست داشته می شود ولی نشان دادن احساس خودتان به همسرتان، اهمیت مشابه و یکسانی با بیان کردن آن دارد – این مورد (بیان کردن) می تواند یک کلیشه باشد، ولی اقدامات صورت گرفته برای نشان دادن عشق و علاقه، در واقع می تواند با صدای رساتری کلمات را بیان کنند و منظور را برسانند. در حقیقت، بهترین روش ها برای بیان احساس خودتان، معمولا به راحتی امکان پذیر می باشد و از طریق واکنش های بی اهمیت، همانند در آغوش کشیدن وی به صورت ناگهانی یا گرفتن دست های وی در هنگام پیاده روی کردن، انجام می شود.
شناخت و بخشش وی رضایت شما برای درک و بخشش را می خواهد و لیاقت آن را هم دارد. به یاد داشته باشید که هیچ رابطه ای (به خصوص رابطه زناشویی) نمی تواند بودن بخشش ادامه پیدا کند. همچنین زنان از همسرشان توقع دارند که شرایط آنها را در هنگام تغییرات هورمونی که بر روی حالت روانی وی تاثیر گذار می باشد، به صورت مناسبی درک کنند. بنابراین زمانی که وی پریود می شود یا حامله می باشد و یا وارد دوره یائسگی می شود، به هیچ عنوان به وی نخندید و یا به وی “دیوانه” نگویید. در مقابل، همدلی کنید و شرایط وی را درک کنید. مکالمه واقعی در صورتی که چنین اتفاقی صورت بگیرد، این مورد می تواند نشانه ای از ایجاد یک مشکل واقعی برای رابطه شما باشد. موارد زیادی وجود دارند که می توان در مورد فواید و ظاهر آنها صحبت کرد. در واقع، برای زوجین بحث در مورد احساسات و عواطف به صورت مرتب اهمیت زیادی دارد. این مکالمات عمیق و واقعی عبارت از مواردی هستند که شما را در کنار یکدیگر نگه می دارند و باعث می شوند که افراد ازواج کرده به یک رابطه صمیمی و تمایل نسبت به یکدیگر دست پیدا کنند. اموزش جنسی نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کرد، عبارت از این است که زنی که با شما ازدواج کره است، همسر شما می باشد و فقط مادر بچه های شما نمی باشد. هیچ وقت قرار ملاقات و روابط عاشقانه تان را با وی متوقف نکنید. در حالت کلی، سعی کنید که روابط صمیمی اولیه تان ثابت باقی بماند. فعالیت های مشترک منجر به اشتراک گذاری احساسات خواهد شد و پیوند مابین شما را تقویت خواهد کرد. به منظور شنیدن “بله” بیشتر از “خیر” عدم قبول های اتفاقی یکی از مواردی هستند که در هر شرایطی بروز می کنند. واکنش های منفی رفتاری برای وی و کودک خود شما یک مورد دیگر و مجزایی می باشد – و از جمله مواردی است که در اغلب موارد به صورت مناسبی خاتمه نمی یابد. شنیدن “نه” به صورت مستمر می تواند طرف مقابل شما را خسته کند و منجر به ایجاد تنفر و در نهایت دوری شما از یکدیگر شود. این امر بدان معنا نمی باشد که شما همواره باید موافق باشید و فقط “بله” بگویید. ولی سعی کنید قبل از اینکه به صورت اتوماتیک وار جواب “خیر” بگویید، مجددا فکر کنید؛ شما با مشاهده تاثیر مثبت این روش بر روی بهبود روابط خودتان، شگفت زده خواهید شد. تحقیقات صورت گرفته نشانگر این است که با افزایش پاسخ های شما به صورت مثبت، روابط شما شادتر و رضایت بخش تر خواهد بود. مهارت های شنیداری بهتر همسر شما از شما می خواهد که فقط با گوش های خودتان نشنوید، بلکه با قلب خودتان بشنوید. علاوه بر شنیدن کلماتی که وی می گوید، پذیرا بودن نسبت به صحبت های همسرتان، حتی با وجود مخالف خودتان، اهمیت زیادی دارد. بر اساس نتایج یکی از تحقیقات صورت گرفته ، مردهایی که به عقاید همسرانشان احترام می گذارند، ازدواج شادتری دارند. و حدس بزنید که چه اتفاقی می افتد: در اغلب مواقع همسران آنها حرف درستی خواهند زد! مهربانی و خونگرمی به دوره هایی که دوست دختر و دوست پسر بودید فکر کنید: این موارد عبارت از رفتارهایی بودند که احتمالا به صورت منظم یا به صورت بی اختیارانه انجام می دادید. هیچ دلیلی برای متوقف کردن این کارها بعد از ازدواج کردن وجود ندارد. در واقع این کارها بعد از ازدواج کردن اهمیت بیشتری پیدا ی کنند، چرا که یکی از تحقیقات صورت گرفته نشان داده است که تعداد مواردی که شما و همسرتان موارد عاطفی را بیان و دریافت می کنید، به طور مستقیم بستگی به میزان تعهد و رضایت شما دارد. مشاوره خانواده چیست؟ هیچ نیازی وجود ندارد که وی از شما بخواهد تا در کارهای خانه به وی کمک کنید. در صورتی که شما هنگام درخواست کمک از طرف وی آماده باشد یا – حتی بهتر – قبل از اینکه همسرتان بخواهد، برخی از کارهای سخت را انجام بدهید، شما در چشم وی به یک قهرمان تبدیل خواهید شد. پاداش: ممکن است که شما در تخت خواب از مزایای این کار بهره مند شوید، چرا که مطالعات صورت گرفته نشان داده اند زنان نسبت به همسرانی که در خانه کار می کنند، تمایلات جنسی بیشتری پیدا می کنند. یک روز تعطیل و بعد از آن وی لیاقت این تعطیلی را در برنامه خودش دارد و برای سلامت عاطفی و فیزیکی به چنین استراحتی نیاز دارد. یک دیدگاه سالم تر نسبت به سلامتی آنها همچنین ترغیب همسر خودتان برای بردن شما به یک پزشک یا دندان پزشک، یک برخورد منصفانه با وی نمی باشد – وی شما را دوست دارد ولی مادر شما نیست. یکی از دلایل مربوط به عدم اولویت دادن به مراقبت سلامتی توسط مردها، عبارت از یک ایده و باور درونی نسبت به نرینگی و قدرت شان می باشد. آنها احساس می کنند که قدرت مناسب و کافی برای مقابله با بیماری یا درد را دارند. فلسفه بهتر عبارت از این است که مراقبت از خودتان، یک مسیری برای مراقبت از خانواده خودتان می باشد. نویسنده: شری استریتوف
جمعه 13 اردیبهشت 1398 :: 13:29 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
کندی ام.مستون و آندره بردفورد واژگان کلیدی: تمایلات جنسی، اوج لذت جنسی، تمایل، برانگیختگی، درد جنسی زنان چکیده معرفی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، چاپ چهارم (DSM-IVTR؛. Am. Psychol ASSOC با 2000) اختلالات جنسی را به چهار دسته تقسیم بندی کرده است که شامل اختلالات میل (به عنوان مثال، تاثیر بر افکار در مورد رابطه جنسی و یا انگیزه ای برای شرکت در فعالیت جنسی)، انگیختگی ( موثر بر هیجان روانی و فیزیولوژیکی در پاسخ به تحریک جنسی) ارگاسم (با تاخیر، کاهش، یا “اوج” شدت لذت جنسی یا احساس وجود ندارد) و درد (به عنوان مثال، درد ناحیه تناسلی یا لگن رخ قبل، در طی و یا بعد از فعالیت جنسی) است. در دهه گذشته، سه همایش بین المللی با گردهم آیی کارشناسان در زمینه تمایلات جنسی زنان، به منظور بحث در مورد تعریف و طبقه بندی اختلالات جنسی زن برگزار شده بود. تازه ترین این چهار جلسات در طول سال های 2002 و 2003 تشکیل شده است، و از یک گروه چند رشته ای بین المللی از 13 کارشناسان و از پنج کشور تشکیل شده بود. نتیجه این کنفرانس و گردهم آیی این بود که DSM-IV-TR و طبقه بندی بین المللی آماری بیماری و مشکلات مرتبط با سلامت (ICD10) تعاریف ناتوانی جنسی در زنان رضایت بخش نبوده اند. همانطور که در انتشارات کنفرانس اشاره شده ست (باسون و همکاران 2003)، این امر ریشه در مفهوم مشکل مربوط به چرخه پاسخ جنسی زنان دارد. به همین دلیل است که، DSMIV- TR و ICD10 تعاریف اختلال عملکرد جنسی زنان را در یک مدل بر مبنای ویژگی های بیشتر مردان نسبت به زنان است (کارشناسی ارشد و جانسون 1966، کاپلان 1979)، که با در نظر گرفتن مراحل متوالی از تمایل، برانگیختگی، ارگاسم و استوار است. چالش های پانلی چند فرض اساسی مربوط به تعاریف DSM-IV-TR و ICD10 از اختلالات جنسی زنان وجود دارد و ایجاد یک سیستم طبقه بندی تجدید نظر (باسون و همکاران 2003) نیز وجود دارد، که در بخش زیر و در ادامه مقاله بحث شده است. خوشبختانه، تعاریف تجدید نظر شده در تحقیقات آینده مربوط به اختلالات جنسی زنان ،همراه با مشخصات بهتر واقعیت بالینی جنسی زنان و با کمک پزشکان برای به حداقل رساندن طبقه بندی نامناسب و آسیب شناسانه از زنان، کمک می کند. بدون شک، معرفی سیلدنافیل (Viagra) در سال 1998 برای اختلال نعوظ مرد، و بررسی های بعدی از داروهای گشادکننده عروق برای ناتوانی جنسی زنان، تا به حال تاثیر عظیمی بر پژوهش های روانشناختی بر تمایلات جنسی زنان داشته است. دو یافته که از بسیاری از آزمایش های بالینی سیلدنافیل و مشابه مواد مخدر در زنان به وجود آمد، در اینجا بیان می شود. مورد اولی یافته های یک اثر دارونما قابل توجهی از تا حدود 40٪ در زنان مبتلا به مشکلات جنسی است (به عنوان مثال، باسون و همکاران، 2002)، و مورد دوم این یافته است که این داروها اغلب تحریک جنسی فیزیولوژیکی در زنان را افزایش داده است که بدون نشان دادن افزایش قابل قیاستدر تحریک جنسی روانی است (باسون و همکاران 2002، سامی Laan و همکاران 2002). به دست آمدن این یافته ها نقطه نفوذ مؤثر عواملی از قبیل انتظارات برای بهبود، از ثبت نام در یک مطالعه در مورد روابط جنسی، صحبت کردن با یک حرفه ای در مورد نگرانی های جنسی، و / یا نظارت بر پاسخ های جنسی است که می تواند در پاسخ های جنسی زنان وجود داشته باشد. پژوهش های آینده در حال حاضر نیاز به تجزیه سهم بالقوه هر یک از این عوامل غیر اختصاصی دارن که می تواند منجر به بهبود عملکرد جنسی و کشف چگونه این عناصر مفید شود که در مجموعه درمانی استفاده می شود. یافته دوم، که ما در درمان دارویی زن از اختلال انگیختگی جنسی (FSAD) در این بخش از مقاله به آن اشاره کردیم مربوط بهعدم نفوذ مواد مخدر بالینی معنادار در تحریک جنسی روانی در زن است، که در نقطه مقابل افزایش تورم تناسلی با داروهای گشادکننده عروق قرار داد. این یافته، که در تضاد با گزارشات زیادی بین خود گزارش و تحریک جنسی فیزیولوژیکی با استفاده از مواد مخدر گشادکننده عروق در مردان است، بر محدودیت های اعمال الگوی مرد در مطالعه نگرانی جنسی زنان تاکید دارد و آن را برجسته می کند. در این مقاله، ما بررسی مفهوم فعلی و درمان اختلالات جنسی عمده در زنان را با تمرکز بر پیشرفت تجربی و نظری اخیر مرور می کنیم. به طور خاص، ما به نتایج حاصل از مطالعات اپیدمیولوژیک و بالینی اخیر و به توصیه های پانل گردهم آییدر طبقه بندی اختلالات جنسی زنان (باسون و همکاران 2003) اشاره خواهیم کرد. میل جنسی زن و اختلالات انگیختگی جنسی اختلال میل جنسی غیر عادی (HSDD) در DSM-IV-TR به عنوان توهمات مداوم یا عود کمبود (و یا وجود نداشتن) فانتزی جنسی و میل برای فعالیت جنسی تعریف شده است که منجر به پریشانی مشخصی شده و یا مشکل فردی می گردد. قضاوت بالینی ساخته شده است که عواملی را در نظر بگیرد که بر عملکرد جنسی تاثیر می گذارد، عواملی از قبیل سن و زمینه زندگی فرد. اختلال در زیرگروه مادام العمر در مقابل موارد به دست آمده و حالت کلی در مقابل حالت موضعی ذکر شده است. انتقاد اصلی از تعریف DSM-IV-TR در HSDD توسط پانل گرد هم آیی خصوصیات توهمات جنسی، به عنوان یک محرک اولیه برای رفتار جنسی، معرفی شده است. اگرچه درگیر شدن در فانتزی های جنسی ممکن است از ویژگی های زنان در روابط جدید باشد، تحقیقات نشان می دهد که افکار جنسی خود به خود و یا توهمات جنسی در میان زنان سالم در روابط طولانی مدت خیلی کمتر به وجود می آید (به عنوان مثال، CAWOOD و بنکرافت 1996). علاوه بر این، زنان طیف گسترده ای از محرک و یا نشانه های منجر به تعاملات جنسی را گزارش دادند که در معیارهای DSM-IV-TR مشخص شده است وشامل میل به تجربه حساسیت / قدردانی و شریک، و نیاز به احساس خوش آیند می باشد. همانطور که در بالا اشاره شد، معیارهای DSM-IV-TR بر مبنای مدل های اولیه از پاسخ های جنسی طرح ریزی شده توسط مسترز و جانسون (1966) می باشد که توسط کاپلان (1979) اصلاح شده است و در آن فرض شده است که میل و تمایل مقدم بر انگیختگی و اوج لذت جنسی در یک روش خطی و توالی می باشد. با این حال تجربه بالینی نشان می دهد که اغلب انگیختگی مقدم بر تمایل در زنان وجود دارد. به عنوان مثال، یک زن ممکن است لزوما احساس تمایل به شرکت در فعالیت جنسی نکند، اما اگر نزدیکی کند، او ممکن است “پذیرای” فعالیت جنسی باشد و یک بار که درگیر این رابطه شد، سپس ممکن است میل به فعالیت جنسی بیشتر را تجربه کنند. برای پرداختن به این مسائل، پانل گردهمایی پیشنهاد HSDD را داد که به نبود و یا کاهش میل جنسی و یا تمایل، نبود افکار جنسی و یا فانتزی ها، و عدم تمایل به پاسخگو شدن (به عنوان مثال، تمایلی یا بی علاقه در روابط جنسی هنگام نزدیک شدن) تعریف شده است. انگیزه برای تلاش به منظور تحریک جنسی کمیاب بوده و یا وجود ندارد. فقدان علاقه به عنوان عامل اصلی در یک کاهش هنجاری با چرخه زندگی و طول مدت رابطه در نظر گرفته می شود.. نشان داده شده است که از عدم وجود قبلی افکار و / یا رفتارهای جنسی گریزی به وضعیت جنسی است که با اضطراب و یا انزجار برانگیز گزارش شده است و پیشنهاد یک واکنش-ترس مانند به رفتار جنسی را داده است. DSM-IV-TR ها این الگوی رفتاری رااز HSDD متمایز می سازد و عبارات “اختلال بیزاری جنسی،” به صورت “بیزاری شدید مداوم یا عود به، و اجتناب از همه (یا تقریبا همه) تماس های جنسی تناسلی با یک شریک جنسی ، ” تعریف می شود که منجر به ایجاد ناراحتی یا مشکل فردی می گردد. این اختلال است که بیشتر توسط دوره (مادام العمر در برابر کسب شده) و (اختصاصی موقعیتی در مقابل تعمیم) در علائم دسته بندی مشخص شده است. در تعریف فعلی از این اختلال، یک زن که در فعالیت جنسی با وجود اضطراب و یا انزجار شریک است (به عنوان مثال، برای ارضای یک شریک جنسی) نمی تواند معیار اجتناب برای اختلال بیزاری جنسی را برآورده نماید. پانل گرد همایی بین المللی پیشنهاد یک تعریف از اختلال (باسون و همکاران 2003) کرد که بر ارزیابی از تماس جنسی به جای رفتار به عنوان ویژگی های مشخصه این اختلال تاکید دارد: “اضطراب شدید و / یا انزجار مورد انتظار و یا تلاش برای هر گونه فعالیت جنسی است.” اگرچه اختلال بیزاری جنسی به طور کلی به صورت نادر وکمیاب در نظر گرفته نشده است، بررسی مشکلات جنسی به ندرت برای علائم بیزاری جنسی ارزیابی شده، و برآورد رایج در دسترس نیست. اختلال انگیختگی جنسی زن (FSAD) در DSM-IV-TR به عنوان یک ناتوانی مداوم یا عود تعریف شده است برای رسیدن به و یا برای حفظ تا زمان اتمام فعالیت جنسی، پاسخ روان سازی دستگاه تناسلی و واکنش متورم شدن از هیجان جنسی است که باعث اختلالات مشخص شده و یا مشکلات فردی میگردد. همانطور که توسط HSDD، FSAD به مادام العمر در مقابل وضعیت فعلی و تعمیم در مقابل موقعیتی تقسیم بندی شده است. تعریف DSM-IVTR از FSAD منحصرا بر پاسخ دستگاه تناسلی، که در واقع، تحریک جنسی زنان می باشد شامل اجزای مختلف از جمله هیجان جنسی، حس بیدار جنسی، و دیگر تغییرات فیزیولوژیکی مانند احساس سینه / نوک سینه (باسون و همکاران 2003) می باشد. علاوه بر این، به نظر می رسد لیزی آلت تناسلی پاسخ فوری “انعکاسی” به هر محرک-اینکه فرد مورد نظر لذت می برد و مبتنی بر علاقه وی هست یا نه، و آن همیشه همبستگی نزیکی با تجربه ذهنی یک زن از احساس “جنسی روشن” و فعال ندارد. به این دلایل، پانل گرد هم آیی بین المللی سه زیرگروه زیر را از FSAD پیشنهاد داده است (باسون و همکاران 2003): اختلال انگیختگی ذهنی جنسی ، که اشاره به عدم وجود و یا کاهش قابل توجهی احساس تحریک جنسی (هیجان جنسی و لذت جنسی) از هر نوع تحریک جنسی دارد. لیزندگی آلت تناسلی یا سایر نشانه های واکنش جسمانی که تا بحال رخ داده است. نگرانی مربوط به تمایل موردی است که اغلب گزارش در میان زنان شکایت جنسی مربوط به آن بوده است. بر اساس یافته های یک پژوهش ملی بزرگ، لومن و همکاران (1999) گزارش دادند که 31 درصد از زنان در ایالات متحده عدم علاقه به رابطه جنسی برای حداقل چند ماه در طول سال قبل را تجربه کرده اند. یافته های مطالعه مبتنی بر کلینیک نشان داد که 29٪ طول عمر، شیوع کم بودن میل جنسی در زنان است. مشکلات ناشی از روانسازی در 8٪ -15٪ از تمامی زنان و .از زنان و 21٪ 31-٪ از فعالیت جنسی زنان گزارش شده است (برای بررسی، و لوئیس و همکاران 2004). بروز آن در زنان قبل از دوره یائسه بیشتر است، یک مطالعه گزارش داد که 44 درصد از زنان پس از یائسگی مشکلات روانسازی مداوم یا عود را تجربه می کنند( روزن و همکاران 1993). HSDD و FSAD اغلب با هم حضور دارند و FSAD به ندرت به تنهایی ارائه می شود. با توجه به حالت دومی، چند نظریه پردازان پیشنهاد شده است که اکثرا مشکلات جنسی مربوط به زنان در اختلال برانگیختگی جنسی را منعکس کند. علل بروز به خوبی ثابت شده است که استروژن برای حفظ ساختار و عملکرد بافت واژن لازم است. کمبود استروژن ممکن است در مشکلات انگیختگی تناسلی مربوط به لغزنده گی آلت تناسلی کاهش یافته و آتروفی بافت واژن شود. آندروژن معمولا در نگهداری میل جنسی و خلق و خوی دخیل شده است، اگر چه برخی شواهد فیزیولوژیکی نیز وجود دارد که عملکرد هورمون بافت واژن افزایش وجود دارد. با این حال، در مورد اهمیت نسبی آندروژن در میان بسیاری از عوامل دیگری میل جنسی زنان مباحثاتی وجود دارد. یافته های پژوهش گذشته تفاوت های فردی قابل توجهی در پاسخ به آندروژن (برای بررسی، و بنکرافت 2002b) را نشان می دهند. پیچیدگی بیشتر مربوط به تصور این واقعیت است که این هورمون به استروژن در بدن معطر است و درمان با استروژن می تواند تولید آندروژن را متوقف کند. موجودیت زیستی هر دو استروژن و آندروژن تحت تاثیر سطح جنس قرار دارد – هورمون گلوبولین اتصالی، که خود می تواند تحت تاثیر درمان هورمونی قرار گیرد (باسون و همکاران 2005، Guay و Spark 2006). بنابراین اختلالات عملکرد جنسی مربوط به سطوح هورمون های جنسی می تواند درون زا یا درمانزاد باشد. تفاوت های فردی در هورمونی و پاسخ به درمان با آندروژن پیچیده توسعه توصیه بالینی برای درمان مکمل با آندروژن است. با وجود علاقه بالینی گسترده در درمان با آندروژن، مطالعات یک رابطه گسترده تعمیم بین آندروژن درونزاد و عملکرد جنسی برقرار را برآورد نکرده اند. در میان زنان میانسال، دو مطالعه طولی (Dennerstein و همکاران 2006، گربر و همکاران 2005) و یک مطالعه مقطعی (سانتورو و همکاران 2005) انجام شده که بیانگر رابطه معنی داری بین میزان تستوسترون و عملکرد جنسی نبوده اند.. از سوی دیگر، Guay و همکاران (2004) سطح قابل توجهی از پایین بودن آندروژن آدرنال در میان زنان یائسه را گزارش دادند که با شکایت جنسی در مقایسه با کسانی که با هیچ گلایه های جنسی نداشتند، وجود داشت. با توجه به تفاوت فردی در فیزیولوژی غدد درون ریز، و همچنین این واقعیت که هورمون هستند، اما یکی از عوامل تأثیر گذار بر عملکرد جنسی است، با مطالعات بیشتر با استفاده از اندازه نمونه نسبتا بزرگ ، برای نتیجه گیری کلی در مورد رابطه آندروژن ها و دیگر هورمونهای جنسی به میل زنان و انگیختگی صورت بگیرد. مشکلات در رابطه با میل جنسی و انگیختگی با انواع مختلفی از درمان های دارویی که سطوح مختلف انتقال دهنده عصبی و هورمون را تحت تاثیر قرار است، انجام میگیرد. باور بر این است که برخی از طبقه های رایجترین مواد مخدر ، اختلال برانگیختگی میل جنسی می شود و شامل داروهای سروتونرژیک (به عنوان مثال، انتخابی مهارکننده های بازجذب سروتونین یا SSRI ها)، برخی از داروها ضدآندروژنی (به عنوان مثال، مسدود کننده های بتا)، و تعدیل کننده های انتخابی گیرنده استروژن می باشد. علاوه بر عوارض جانبی داروهای تجویزی، دیگر عوارض جانبی جنسی درمانزاد ، در ارتباط با درمان سرطان (به عنوان مثال، هیسترکتومی رادیکال، پرتودرمانی) میباشد و ممکن است اختلال قابل توجهی شود (برای بحث در مورد مسائل جنسی و سرطان رجوع شود به Krychman و همکاران 2006). تاثیر وضعیت سلامت عمومی در میل جنسی و توانایی تحریک است که اغلب در مباحث نظری نادیده گرفته شده است، اما باید ذکر شود. خستگی، درد، و اختلال خلق و خوی ناشی از بیماری های مزمن می تواند به کاهش قابل توجهی در عملکرد جنسی منجر شود. در یک مطالعه بزرگ در زنان یائسه، کم بودن میل جنسی با سلامتی ضعیف در همه عوامل همراه بوده است، اما یکی از حوزه های به طور گسترده در اندازه گیری وضعیت سلامتی SF-36 استفاده شده است. (Leiblum و همکاران 2006). همچنین به نظر می رسدفعالیت بدنی نقش مهمی در عملکرد جنسی داشته باشد (Dennerstein & Lehert 2004 ، گربر و همکاران 2005) و باید با دقت بیشتری به عنوان پیش بینی رضایت جنسی مورد بررسی قرار گیرد. عوامل روان شناختی باورها و نگرش به دست آمده در مورد روابط جنسی در طول دوره از رشد جنسی، می تواند میل جنسی و پاسخ جنسی در سراسر طول عمر را تحت تاثیر قرار دهد. زنانی که نقش های جنسیتی غیر فعال و یا نگرش منفی نسبت به تمایلات جنسی درونی داشته باشند ممکن است در معرض خطر بیشتری در رابظه با تجربه مشکلات جنسی باشند (Nobre و پینتو-گوویا 2006، سانچز و همکاران 2005) . در میان زنان همجنس باز و دوجنسگرا، همجنسگرا ستیزی درونی منفی ممکن است صمیمیت بین دو طرف را تحت تاثیر قرار دهد (اوتیس و همکاران 2006). زنان با سابقه بدرفتاری جنسی در فعالیت جنسی با مجازات، شرم، گناه، و از دست دادن ارتباط، ممکن است تردید برای ورود به روابط داشته باشند. (ون برلو و Ensink 2000). اختلالات خلقی و اضطرابی با میل و انگیختگی جنسی مشکلات در ارتباط بوده است و باید قبل از درمان تمایلات جنسی باید حل شود. اضطراب عاملی است که نسبتا به طورخاص در نگرانی های جنسی نقش مهمی در علت مشکلات انگیختگی جنسی ایفا می کند. بارلو (1986) پیشنهاد کرد که شناسایی حواس پرتی اضطراب عملکرد توجه مستقیمی بر نشانه های جنسی و غیر جنسی دارد و با با انگیختگی در تداخل است. در حالی که در مردان اضطراب عملکرد معمولا برای رسیدن به و حفظ نعوظ می باشد، و در زنان “عملکرد” نگرانی ممکن است در ویژگی های دیگر مانند جذابیت جنسی باشد. همگام با این دیدگاه، مطالعات نشان می دهد که خود هوشیاری زنان، در مورد تصویر بدنی و مطلوبیت جنسی، پیش بینی جنسی، ابراز وجود جنسی، و عملکرد جنسی باشد (Dove و Wiederman 2000، Wiederman 2000). اگر چه عوامل موجود در هر زن را ممکن است منجر به میل جنسی و مشکلات انگیختگی کمک کند، مطلوب است تا این مشکلات در زمینه رابطه با شریک جنسی مفهوم سازی شود. پزشک همیشه باید این احتمال را که عدم وجود شور و شوق در یک زن برای رابطه جنس،ی یک واکنش کاملا طبیعی در قبال مشکلاتی از قبیل دانش جنسی ضعیف و یا مهارت در بخشی از شریک زندگی خود ، یک مجموعه جنسی بسیار محدود شده ، و یا عدم فعالیت های جنسی که در نظر تحریک و لذت بخش برای زن، است. یک حال افراطی تر، هر چند غیر معمول نیست، سناریویی است که مشکلات جنسی همزمانبا مشکلات جنسی در طرفین افزایش پیدا کند. اگر چه تحقیقات قبلی اختلال عملکرد شریک جنسی را به عنوان یک دلیل غالب می داند که زنان ازفعالیت جنسی اجتناب می کنند، تاثیر مشکلات جنسی طرفین، نسبتا تا همین اواخر کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. زنانی که با مردانی رابطه داند که انزال زودرس و یا اختلال در نعوظ دارند، در معرض افزایش خطر میل و انگیختگی مشکلات جنسی هستند. بطور جالب گلدشتاین و همکاران (2005) گزارشی ارائه کردند که درمان دارویی از اختلال نعوظ مرد با بهبود میل جنسی، انگیختگی، و رضایت در میان شرکای زن خود همراه بود. مشکلات میل جنسی اغلب به صورت “اختلاف میل” بین شرکای جنسی مفهوم سازی شده است که برای جلوگیری از آسیب شناسانه شرکای جنسی است که تمایل کمتری به رابطه جنسی دارند. در حالی که مدل های منحصر به میل جنسی ممکن است بین شریک در عواملی مانند شخصیت، سطح هورمون ها، و دیگر اجزای “ذاتی” مربوط جنسی تفاوت داشته باشند ، نظریه سیستمیک بر عملکرد تفاوت میل در حفظ قدرت و تعادل عاطفی از رابطه تمرکز دارد. Schnarch (1991) اشاره می کند که آسیب پذیری ذاتی در تمایل آشکار یک شریک، که ممکن است در نتیجه یک تهدید به رابطه و یا از دست دادن قدرت بیش از حد اضطراب داشته باشد، ممکن است وجود داشته باشد. دیدگاه های فمینیستی در کم بودن میل جنسی در میان زنان در روابط با جنس مخالف قرار زن و شوهر پویا در زمینه فرهنگی و اجتماعی است به نحوی که در آن خواسته مردان ارزشمند و خواسته زنان هم به حداقل برسد یا انکار می گردد (Richgels 1992). تمایل به مورد دلخواه، که هدف جاذبه جنسی مردان باشد در زمان کنونی تقویت شده است و انحراف از اسکریپت جنسی مرد-محور از لحاظ اجتماعی را رد کرد. در این زمینه، خود مفهوم اختلاف میل صرف بین شرکای محل بحث می شود Hare-Mustin (1991) .استدلال می کند که ادعای برابری جنسیتی در رابطه (ها) “تبدیل نابرابری به تفاوت های شخصیتی و یا به طبیعت ضروری مختلف مردان و زنان است.” ، یک طبقه بندی اجباری ذاتی بالا (نرمال) و پایین (پاتولوژیک) اعمال شده به تمایلات جنسی، میل جنسی ساده سازی که منجر به ابهام در مسائل قابل توجهی در مسائل ناراحت کننده نابرابری جنسیتی شده است. ارزیابی ارزیابی جامع از اختلال عملکرد جنسی زنان شامل یک مصاحبه بالینی دقیق برای جمع آوری اطلاعات در مورد مشکل ارائه، در مورد جنسی و رابطه تاریخ زن، تاریخ روانی او، و تاریخچه پزشکی او دار. جدول 1 یک مرور کلی از نوع سوالاتی است که باید یک مصاحبه در رابطه با همه اختلالات جنسی باشد(گسترش و اقتباس از Basson و همکاران 2004، Brandenburg & Schwenkhagen 2006, Perelman 20062006). سوالات مربوط به بررسی بیماری های خاص به طور جداگانه در متن ذکر شده است. هنگامی که HSDD مورد ظن و شک است، بیشتر سوالات در مورد زمینه مشکل، باید در شرایط و یا نشانه های تمرکز کند که ممکن است به علاقه زن در رابطه جنسی در گذشته شبیه باشد. جدول1- ارزیابی های جنسی و روانشناختی عمومی الف) مشکل ارائه
ب) درجه پریشانی
پ) طول زندگی در مقابله آنچه که بدست آمده است
ت)حالت موضعی در مقابل حالت عمومی
ث) تعداد
ج) مشکلات یا نگرانی های شریک جنسی چ) واکنش شریک
ح) سابقه درمان شرح مشکل در کلمات زن آیا مشکل تعدد در طول زمان تغییر پیدا کرده است؟
واکنش شریک به این مشکل چیست؟ شریک در مورد مشکل چه فکری می کند؟ آیا اقدام قبلی برای درمان (شامل کمک به خود) صورت گرفته است؟ پیامد آن چه چیزی است.
ب) گذشته رابطه و جنسیتی الف) گذشته جنسیتی
ب) گذشته رابطه
ج) گذشته روانشناختی اولین تجربه جنسی گذشته مربوط به خشونت و تروما چه رابطه ای را در گرشته دوست داشته است؟ ماهیت و طول رابطه جاری وضعیت تاهل یا زندگی مشترک بدون ازدواج گذشته مربوط به سوء استفاده یا خشونت شریک وضعیت فرهنگی، مذهبی، خانواده از ابتدا، و / یا باورها و ارزش هایی که ممکن است عملکرد جنسی را تحت تاثیر قرار دهد. کار/ وضعیت مالی بچه ها محرک های دیگر زندگی ج. گذشته سلامتی الف) گذشته روان شناختی یا روان پزشکی
ب)گذشته پزشکی
ج) وضعیت فعلی استفاده از پزشک اختلالات خلقی و اضطرابی اگر یک زن turn-ons خاصی را تایید کند، این امر برای تعیین اینکه آیا این از نشانه ها یا توهمات بدون دروغ است ، شکست در کار مورد علاقه، یا اینکه برای خود امتیاز و ارزش قائل شده است مفید می باشد، زیرا آنها برای برخی از دلایل وی غیر قابل قبول می باشد. یک بحث منتخب از جاذبه زن و احساسات وی نسبت به شریک زندگی خود مفید می باشد. تکرار فعالیت جنسی به خودی خود باید در نظر گرفته است که نشان دهنده یک مشکل میل جنسی (یا فقدان آن)، به عنوان میل به جنس است که تنها یکی از عوامل اطلاع رسانی انتخاب جنسی می باشد. بررسی مشکلات انگیختگی باید بر روی هر دو اجزای ذهنی و تناسلی تحریک جنسی زن تمرکز کند، برای مثال: چگونه از لحاظ ذهنی در موقعیت های مختلف جنسی که قرار میگیرد، هیجان زده می کند: زمانی که تنهای است (به عنوان مثال خواندن عاشقانه)، هنگامی که تحریک شریک زندگی خود را انجام می دهد، و زمانی که شریک زندگی خود او را تحریک می کند؟ پرسشنامه ای که به مسائل خاص رابطه شامل مقیاس زوجی تنظیم (Spanier 1976)، مقیاس باورهای ارتباطی (فلچر و Kininmonth 1992)، و تاهل تست و تنظیم لاک والاس (لاک و والاس 1959) می باشد. به طور کلی توصیه می شود که زن برای یک معاینه فیزیکی عمومی کامل برای همه شکایت از عملکرد جنسی دلالت کند(برای جزئیات، استوارت 2006). علاوه بر رد یا شناسایی عوامل مختلف پزشکی، آزمون در خدمت به آموزش زنان در مورد آناتومی و آنچه که طبیعی و یا مشکل ساز است، بررسی شود. اگر یک مشکل هورمونی حدس زده شود، سنجش پرولاکتین، تستوسترون، تستوسترون آزاد، هورمون جنسی متصل به گلوبولین، آندرسترون، استروژن ها، و کورتیزول ممکن است برای رفع کردن اختلالات غدد درون ریز مفید باشد. اگر چه به طور معمول آزمایشگاه های تشخیص مقادیر منابعی را برای این هورمون، اختلاف به آنچه “عادی”، “کم” و وضعیت هورمونی دچار کمبود می شود، فراهم کرده است (Guay و Spark 2006) درمان. روانشناختی. ادبیات درمان روانی در درجه اول بر HSDD تمرکز داشت، که همراه با کار مشخص، به طور خاص در FSAD صورت می گرفت. با این حال، روش های درمان رابطه جنسی که توسط مسترز و جانسون (1970) شروع شده بود، همچنان در سطح گسترده در میان پزشکان برای درمان انواع اختلالات جنسی استفاده می شود. در بخش اصلی سنتی درمان جنسی مسترز و جانسون، تاکید بر آموزش جنسی، مهارت های ارتباطی شریک، و بر تمرکز حسی است. فنون شناختی- رفتاری ممکن است زمانی مفید باش که درمان های جنسی سنتی و آموزشی به تنهایی موثر یا مناسب نباشد. مطالعات درمان شناختی رفتاری در HSDD وجود دارند، در واقع، شامل اجزای درمان رابطه جنسی سنتی مانند تمرکز حسی می باشد. این درمان ها در بخش های بزرگ با استفاده از روش شناختی ، برای به مقابله با باورهای تضعیف میل جنسی و انگیختگی، مثل انتظارات غیر واقعی از عملکرد، خود آگاهی، و حتی این تصور که یک چیز به صورت ذاتی ناکارآمد است ، مورد استفاده قرار می گیرد. مشاهدات از تعداد نسبتا کمی از آزمایشات سیستماتیک از روان درمانی برای HSDD نشانگر سطوح مختلف اثر برای هر دو مورد درمان های سنتی جنسی و درمان شناختی رفتاری (برای بررسی، رجوع شود به Brotto 2006) می باشد. محدودیت ها ادبیات روان درمانی عبارتند از ناهمگونی روش های درمان، محدود کردن قیاس پذیری مطالعات و طرح های تجربی که مانع تجزیه و تحلیل اجزای درمان تفکیک پذیر می شود. شواهد برای حمایت از اثر بخشی روان، سیستمیک، و انواع دیگر درمان وجود دارد که عبارت از سطح گزارش مورد بالینی می باشد. پروتکل های درمان دستی شده به خوبی تعریف شده و طرح های تجربی دقیق برای انجام بزرگ، آزمایشات بالینی تکرار پذیر مورد نیاز است. پزشکی. سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA)،EROS مربوط به کلیتورال دستگاه درمانی (ارومتریک، سنت پل، MN)را برای استفاده در زنان مبتلا به FSAD را مطالعه کردند و نتایج نشان داد که دستگاه، که از طریق مکش انقباض عروق را افزایش می دهد ، منجر به افزاش لیزندگی آلت تناسلی، احساس ، اوج لذت جنسی، و در حالت کلی رضایت جنسی می گردد (بیلاپس و همکاران 2001). مجموعه ای از مطالعات اخیر تا حد زیادی بر اثر تستوسترون ترانس درمال(از طریق پوست) در میان زنان یائسه که تحت درمان جراحی استروژن قرار گرفته اند، به طور همزمان متمرکز شده اند (به عنوان مثال، باستر و همکاران 2005، سیمون و همکاران 2005). این مطالعات به لحاظ آماری بهبود چشمگیری را در در نقطه پایانی نتیجه اولیه و / یا ثانویه نسبت به دارونما(پلاسیبو) را نشان می دهد. با هر حال، اندازه اثرات و ماهیت نقاط پایانی خود نظارت و بررسی را ایجاد می کند. در یک مطالعه، تاثیر با استفاده از تفاوت متوسط حدود یک “فعالیت جنسی رضایت بخش” در هر چهار هفته بین دو گروه درمان و دارونما فعال بررسی و مشخص شد(سیمون و همکاران 2005). اگر چه این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود، اما معنای بالینی این و نتایج مشابه بسیار مشکوک است (Althof و همکاران 2005 را ببینید که در رابطه با بحث در مورد تأثیرات نظارتی در نقاط پایانی کارآزمایی بالینی در آزمایشات دارویی می باشد). تا به امروز، تستوسترون ترانس درمال به منظور حضور یافتن در بازار، به دلیل نگرانی در مورد ایمنی و درمان اثرات طولانی مدت که به سختی به عنوان شاخص از کاربرد بالینی تفسیر می شود، شکست خورده است. تعداد نسبتا کمی از مطالعات بالینی اثر بخشی درمان های دارویی غیرهورمونی خاص به HSDD را مورد بررسی قرار داده اند، اگر چه تلاش های توسعه مواد مخدر با هدف قرار دادن میل جنسی کم همچنان به فعالیت ادامه می ده. دو ترکیب نشان دهنده شواهد اولیه اثر، در اینجا ذکر شده است. بوپروپیون، گاهی اوقات برای مقابله با اختلال عملکرد جنسی ثانویه برای درمان SSRI استفاده می شود، که باعث بهبود نسبتا کمی در میل جنسی و انگیختگی در زنان غیر افسرده قبل از یائسگی می شود (Segraves و همکاران 2001) و در زنان یائسه باعث شکایت از کم بودن میل جنسی می شود (Segraves و همکاران 2004). نمایش نتایج حاصل از دو سو کور، متقاطع، آزمایش کنترل شده با پلاسبو، برخی از منافع بالینی مرتبط با استفاده روزانه در زنان قبل از یائسگی با HSDD و FSAD را موجب می شود(کاروسو و همکاران 2004). اگر چه مطالعه بیشتری برای درک اثرات این داروها، فعالیت دوپامینرژیک مرکزی خود (بوپروپیون به عنوان یک مهارکننده بازجذب و فرصت طلب به عنوان آگونیست) مورد نیاز است، به نظر می رسد که عامل کلیدی باشد. مدل های حیوانات (به عنوان مثال، Pfaus و همکاران 1995) و تحقیقات ژنتیکی انسان (بن سهیون و همکاران 2006) دلالت بر مسیرهای دوپامین مرکزی در تنظیم انگیزه جنسی و تقویت رفتار جنسی دارند. تا به امروز، هیچ درمان دارویی تایید شده توسط FDA برای اختلالات انگیختگی جنسی وجود ندارد. اغلب، درمان FSAD شامل مدیریت گریس موضعی است که برای ماسک اختلال در مهبل همراه با FSAD مفید می باشد، اما در افزایش تناسلی / جریان خون وابسته به چوچوله یا تناسلی احساس که اغلب همراه با FSAD است، بی اثر می باشد. بدلیل اینکه موفقیت عظیم با استفاده از مهارکننده های فسفودی استراز (سیلدنافیل، تادالافیل، واردنافیل) برای درمان اختلال نعوظ مرد صورت گرفته است، تعدادی از شرکت های دارویی بررسی کرده اند که آیا این موارد و داروهای گشادکننده عروق مشابه نیز ممکن است برای درمان نگرانی انگیختگی زنان موثر باشد. بسیاری از این داروها شامل سیستم اکسید آدرنرژیک و / یا نیتریک است. تحریک جنسی منجر به تولید نیتریک اکسید می شود که به نوبه خود باعث تحریک انتشار سیکلاز ژانی لیت می شود. سیکلاز ژانی لیت گوانوزین تریفسفات تبدیل به cGMP میشود و cGMP تولید آرامش عضلات صاف عروق آلت تناسلی و لاشه کاورنوزوم را موجب می شود که در افزایش جریان خون به داخل آلت موثر است. داروهایی مانند سیلدنافیل مهار متابولیسم cGMP ، منجر به طولانی شدن عمل آن می شود. برخی شواهد نشان می دهد که یک رویداد مقایسه ممکن است در زنان رخ دهد. اکسید نیتریک در بافت وابسته به چوچوله تولید میشود ، با این تفاوت که چوچوله یک لایه سوبال بیجینل را شامل نمی شود (که منجر به سفتی آلت می شود) آناتومی چوچوله شبیه به آلت تناسلی است. نتایج از تعداد محدودی از مطالعات دارو نما نشان می دهد که مهارکننده های فسفودی استراز ممکن است برای درمان مشکلات با درک و آگاهی از احساسات جسمی و جنبه های فیزیولوژیکی FSAD موثر باشند (مانند، بهبود احساس تناسلی، مهبل، رضایت از مقاربت، حساسیت چوچوله)، به ویژه در میان زنان یائسه که FSAD دارند (به عنوان مثال، باسون و Brotto 2003، برمن و همکاران 2003). در میان زنان قبل از یائسگی دارای FSAD، یک مطالعه کنترل شده با پلاسبو نشان داد که برانگیختگی خود گزارش جنسی، اوج لذت جنسی، فانتزی های جنسی، مقاربت، و لذت بردن از فعالیت جنسی با سیلدنافیل افزایش می یابد (کاروسو و همکاران 2001). یافته های حاصل از مطالعات قیاس پذیر نشان می دهد که مواد مخدر گشادکننده عروق می تواند جریان خون به بافت و ادراکات پاسخ تناسلی تناسلی زنان را بالا ببرد. با این حال، در تعداد مورد کمی، میل جنسی و انگیختگی روانی نسبتا افزایش یافته نیست (باسون و Brotto 2003، باسون و همکاران 2002، کاپلان و همکاران 1999، سامی Laan و همکاران 2002). این نشان می دهد که زنان ممکن است با توجه به استانداردهای دیگر از نشانه های تناسلی، برآورد خود را از درجه تحریک جنسی انجام دهند. به همین دلیل است که، برای زنان، اطلاعات محرک خارجی مانند رضایت از رابطه، وضعیت خلق و خوی، و حالات جنسی ممکن است نقش مهم تر در ارزیابی احساس برانگیختگی میل جنسی و نسبت به نشانه های فیزیولوژیکی داخلی بازی کند. اگر این مورد وجود داشته باشد، مواد مخدر که هدفش افزایش گشادی عروق است، به احتمال زیاد در زنان مبتلا به اختلال تناسلی، که در مورد تحریک جنسی ناراضی بودند و دستگاه تناسلی پاسخ موثر، به صورت کاهش در لیزی و / یا احساس سیری واژن و یا تورم داشتند، کاهش می یابد. این به احتمال زیاد در زنانی که پس از یائسگی هستند وجود خواهد داشت، که تخمدانشان برداشته شده است، و یا که از مشکلات عروقی شریانی رنج می برند. اگر یک دارو منجر به افزایش تورم واژن به حدی شود که آن را تشخیص بدهند و به عنوان یک “احساس جنسی ” عنوان گذاری شود، برای برخی از زنان نیز ممکن است منجر به افزایش احساس کلی تر شود و انگیختگی روانی را بالا ببرد. اختلال ارگاسم زن DSM-IV-TR اختلال ارگاسم زن (FOD) را به عنوان تاخیر مداوم یا عود در، یا عدم وجود، ارگاسم با یک فاز هیجان جنسی طبیعی کمتر تعریف می کند. همانطور که در HSDD، برای تامین معیارهای برای FOD بود، اختلال باید منجر به زجر مشخص و یا مشکل فردی شود. تشخیص FOD باید بر مبنای قضاوت پزشکی باشد که ظرفیت ارگاسم زن کمتر از میزان مناسب برای سن او، تجربه جنسی، و کفایت تحریک جنسی او باشد که دریافت کرده است. DSM-IV-TR زیرگروه FOD می باشد، همانند مادام العمر در برابر وضعیت بدست آمده و وضعیت کلی در مقابل وضعیت موضعی. اگر چه در DSM-IV-TR بیان نشده است، اجماع بالینی وضعیتی که یک زن می تواند اوج لذت جنسی را در جریان آمیزش با تحریک دستی بدست آورد، اما مقاربت به تنهایی معیار برای تشخیص بالینی نیست، مگر اینکه وی بدلیل فرکانس پاسخ جنسی افسرده و غمگین شود. اکثر مطالعات به مشکلات به اوج لذت جنسی در زنان به صورت “اختلال در فاز ارگاسم اولیه” اشاره می کنند و یا “اختلال در فاز ارگاسم ثانویه است.” به طور کلی، اصطلاح “اختلال در فاز ارگاسم اولیه” برای توصیف زنانی که هرگز به اوج لذت جنسی تحت هیچ شرایطی را تجربه نکرده اند، که شامل خود ارضایی می شود. با توجه به DSM-IV-TR، این مورد به آن دسته از زنان اشاره دارد که معیارهای مادام العمر و تعمیم یافته FOD را تامین کرده اند. اختلال در فاز ارگاسم ثانویه مربوط به زنانی است که معیارهای موقعیتی و / یا به دست آمده FOD را تامین کنند. همچنین ابهام در ادبیات، و در تلاش پزشک برای تعیین تشخیص، یک واقعیت است که خودتعریف ارگاسم را مبهم می کند. یک مقاله اخیرا تعاریف اوج لذت جنسی را فهرست بندی کرده است که شامل بیش از 25 تعاریف جامع نوشته شده توسط نویسندگان مختلف می باشد Mah) و Binik 2001 را ببینید(.تعریف زیر از اوج لذت جنسی زنان توسط کمیته اوج لذت جنسی زنان، در مشاوره بین المللی بیماریهای اورولوژی در رابطه با سازمان بهداشت جهانی، پاریس، 2003 ارائه شده است: اوج لذت جنسی در زن انسان یک متغیر ، گذرا از اوج احساس لذت شدید، ایجاد یک حالت تغییر یافته هوشیاری است، معمولا به صورت غیر ارادی، و توسط انقباضات ریتمیک از لگن همراه است، همراه با حرکت عضلات دستگاه تناسلی است و اغلب با رحم و انقباضات مقعد و میوتونی که ناشی از برطرف کننده گشادگی عروق جنسی است (بعضی مواقع فقط تا حدی)، معمولا با القاء وضعیت خوب و رضایت همراه است (Meston و همکاران 2004، ص 785). بر اساس یافته های حاصل از NHSLS (لومن و همکاران 1994)، مشکلات ارگاسم دومین مورد گزارش از مشکلات جنسی در زنان ایالات متحده است که شامل 24 درصد از زنانی است که عدم ارگاسم در سال گذشته را برای حداقل چند ماه یا بیشتر گزارش دادند. این درصد در مقایسه با داده های مبتنی بر کلینیک است. گزارش شده است که مشکلات ارگاسم توسط 29 درصد از 329 زن سالم ( در سن 18-73) که در یک کلینیک زنان و زایمان سرپایی حضور داشتند (روزن و همکاران 1993) و 23 درصد از 104 زن (18-65 +) در یک کلینیک عمل به طور کلی UK حضور داشتند، بوده است (توجه قرار گرفتند خوانده شده و همکاران، 1997). علل بروز اگرچه علت در مورد علل بیولوژیکی FOD شناختی وجود ندارد، تعدادی از شرایط پزشکی منجر به مشکلات در به اوج لذت جنسی رسیدن در زنان می شود و عوارض جانبی تعدادی از درمان های دارویی شامل اختلال در عملکرد اوج لذت جنسی می باشد. به نظر می رسد بدترین تاثیرات مواد مخدر آن است که منجر به افزایش فعالیت سروتونرژیک (به عنوان مثال، داروهای ضد افسردگی؛ پاروکستین، فلوکستین، سرترالین) یا کاهش فعالیت دوپامینرژیک (به عنوان مثال، داروهای ضد روان پریشی) می شوند. درجه ای که در ایجاد تأثیرات به اوج لذت جنسی وجود دارد وابسته به زیرگروه گیرنده سروتونین آنها / مهار فعال شدن می باشد. به عنوان مثال، نفازودون ضد افسردگی گزارش شده است که برای تولید اثر جنسی طرف در زنان (Feiger و همکاران 1996) نسبت به بسیاری از افراد در نسل قبل از SSRI موثر است. نفازودون فعالیت سروتونین را افزایش می دهد و به طور کلی، در وضعیتی که به طور همزمان مهار فعالیت سروتونین در گیرنده سرتوتین باشد ممکن است به افزایش دوپامین و نوراپی نفرین، انتقال دهنده های پیام عصبی به منظور تسهیل رفتار جنسی منجر شود. با توجه به اینکه، در اغلب موارد، یک سطح معینی از تحریک جنسی لازم است تا اوج لذت جنسی رخ دهد، هر یک از عوامل که در بالا برای انگیختگی مهار شرح داده شده، همچنین می تواند اوج لذت جنسی را مختل کنند. زنان مبتلا به آسیبهای نخاعی در ناحیه ساکروم نخاع، که با قوس رفلکس خاجی تداخل دارند، اثبات شده است که در رسیدن به اوج لذت جنسی دچار مشکل هستند (Sipski و همکاران 2001). داده ها مربوط به مطالعات انسانی و حیوانی ویپل و همکاران (1996) نشان می دهد که عصب واگ اتصال گردن رحم به مغز نقش کلیدی در حفظ توانایی بیماران مبتلا به آسیب نخاعی در تجربه اوج لذت جنسی دارند. زنان مبتلا به آسیبهای نخاعی در قسمت میانی سینه و زیر آن، قادر به دستیابی به اوج لذت جنسی در 52٪ از زمان در یک مطالعه آزمایشگاهی بودن، که با میزان 100٪ در گروه سالم مقایسه شده است. (Sipski و همکاران 1995). روانشناسی سن، تحصیلات، مذهب، شخصیت، و ارتباط مسائل عوامل روانی اجتماعی اغلب در رابطه با توانایی ارگاسم زنان بحث شده است. لومن و همکاران (1994) جوانترین گروه از زنان (18-24 سال) را مورد بررسی قرار داده و نشان داد که نرخ اوج لذت جنسی کمتر از گروه های قدیمی تر، برای هر دو حالت به اوج لذت جنسی با یک شریک و اوج لذت جنسی در طول خود ارضایی گزارش شده است. این ممکن است از نظر تفاوت سن در تجربه جنسی باشد. تفاوت های اساسی نیز در بین سطح تحصیلات و توانایی برای رسیدن به اوج لذت جنسی در طول خود ارضایی اشاره شد، اما در رابطه با یک شریک نیست. حدود 87٪ از زنان با درجه پیشرفته “همیشه” یا “معمولا” رسیدن به اوج لذت جنسی در طول استمناء در مقایسه با 42 درصد از زنان با تحصیلات دبیرستانی گزارش شده بود. این یافته ها به صورت داشتن دیدگاه های لیبرال تر در زنان تحصیل کرده در تمایلات جنسی و بهاحتمال زیاد به دنبال لذت بودن به عنوان یک هدف از فعالیت جنسی، توضیح داده شده است. یک رابطه منفی بین مذهب بالا و توانایی ارگاسم در زنان است که اغلب در ادبیات بالینی گزارش شده است. عوامل رابطه مانند رضایت زناشویی و تعدیل، شادی، و پایداری مربوط به ثبات، کیفیت و رضایت در ارگاسم زنان است (برای بررسی، Mah و Binik 2001 را ببینید(. این یافته ها از نوع همبستگی در ماهیت برخواردارند. به طور واضح ، یک رابطه زناشویی رضایت بخش برای ارگاسم ضروری نیست، به ویژه با توجه به اینکه نرخ ثبات در اوج لذت جنسی در زنان ،در طول استمناء بیشتر از حالت با یک شریک بودن است (لومن و همکاران 1994). رابطه زناشویی رضایت بخش به احتمال زیاد منجر به ترویج عملکرد ارگاسم از طریق افزایش ارتباطات در رابطه با فعالیت جنسی لذت بخش، کاهش اضطراب، و افزایش کیفیت ذهنی و احساسی را در اوج لذت جنسی می شود (Mah و Binik 2001). در یک تحقیق گسترده ای از متغیرهای پس زمینه و شخصیت و اوج لذت جنسی زنان، فیشر (1973) چند ارتباط معنی داری بین آنها یافته است. ارزیابی فراوانی خود ارضایی در زن چیست؟ اجازه دادن به یک زن برای کشف بدن خود توسط خودش سودمند است دلیل آن حذف عوامل متعددی است که ممکن است مانع به اوج لذت جنسی باشد، از جمله اضطراب است که ممکن است با حضور یک شریک در ارتباط باشد. میزان و شدت تحریک جنسی به طور مستقیم تحت کنترل زن است و در نتیجه او متکی بر دانش شریک زندگی خود را و یا توانایی او برای برقراری ارتباط با شریک زندگی متکی نیست. تعدادی از گزارشات مربوط به مطالعات DM بالا را برای درمان ناتوانی جنسی آنورگاسمی اولیه در انواع روش های درمان را گزارش دادند از جمله گروه، فرد، زوج درمانی، وآموزش استمناء (کتاب درمانی) بسیار موفق است (برای بررسی رجوع شود به Meston 2006). با استفاده از آموزش درمانگر DM، هاینریش (1976) میزان موفقیت را 100٪ برای درمان ناتوانی جنسی آنورگاسمی اولیه در دو ماه پیگیری گزارش داده است. این مطالعه مقایسه ای کنترل شده را از گروه آموزش استمناء-درمانگر کارگردانی، کتاب درمانی ، و کنترل لیست انتظار دشته است. تعداد کمی از مطالعات کنترلی چند اثر منحصر به فرد از DM برای درمان ناتوانی جنسی آنورگاسمی ثانویه را بررسی کرده اند. Fichen و همکاران (1983) حداقل کتاب درمانی درمانگر با انواع مختلفی از تکنیک که شامل DM بوده را مقایسه کردند و هیچ تغییری در توانایی ارگاسم مقایسه شده ، وجود نداشته است. برای زنان با ناتوانی جنسی آنورگاسمی ثانویه که مخالف دست زدن به اندام تناسلی خود هستند، DM ممکن است مفید باشد. با این حال، اگر زن قادر به رسیدن به اوج لذت جنسی به تنهایی از طریق استمناء باشد اما نه با شریک زندگی خود، مسائل مربوط به ارتباطات، کاهش اضطراب، اعتماد، و حصول اطمینان از دریافت تحریک کافی یا از طریق تحریک دستی مستقیم یا درگیر شدن در مقاربت با استفاده از موقعیت طراحی شده است که برای به حداکثر رساندن تحریک چوچوله ممکن است مفید تر باشد. تکنیک های کاهش اضطراب مانند حساسیت زدایی منظم و تمرکز حسی اغلب برای درمان مشکلات ارگاسم استفاده می شود، معمولا در ترکیب با روشهای دیگر مانند آموزش جنسی تکنیک، DM، آموزش مسائل جنسی، آموزش ارتباط، کتاب درمانی، و ورزش kegel می باشد. در طول مطالعات، گزارش شده است که با کاهش اضطراب جنسی در زنان همراه بوده است و گاهی افزایش در دفعات مقاربت جنسی و رضایت جنسی با حساسیت زدایی منظم را به دنبال داشته است، اما پیشرفت های قابل توجهی در توانایی ارگاسم در نظر گرفته نشده است (Meston و همکاران 2004). به طور مشابه، تعداد معدودی از مطالعات کنترل شده که شامل تمرکز حسی به عنوان یک جزء درمان، هیچ افزایش قابل توجه در توانایی ارگاسم گزارش نکرده است. این یافته ها نشان می دهد که، در اکثر موارد به نظر نمی رسد که اضطراب نقش علی را FOD ایفا می کند و تکنیک های کاهش اضطراب برای زنان در یک ارگاسم مناسب تنها زمانی وجود دارد که با اضطراب جنسی همراه باشد. تکنیک های دیگر رفتاری برای درمان FOD استفاده می شود که شامل آموزش جنسی، آموزش ارتباط و ورزش kegel است. آموزش ارتباط می تواند توانایی ارگاسم را با آموزش افراد برای بیان بهتر نیازهای جنسی خود به شریک زندگی خود را بالا ببرد. ورزش kegel (کگل 1952)، برای تقویت عضلات پاب اوکی جنوس طراحی شده است و عملی است که می تواند منجر به تسهیل ارگاسم با افزایش عروق به ناحیه تناسلی شود، در نتیجه افزایش انگیختگی را موجب شود، و یا از طریق کمک به زن برای ارتباط آگاه تر و راحت تر با اندام تناسلی تاثیر گذار است. اگر چه سهم عوامل مستقل از این تکنیک برای درمان FOD به اندازه کافی ارزیابی نشده اند، یک بررسی گسترده از ادبیات نشان می دهد که این روش ها ممکن است مکمل سودمند برای درمان باشد (Meston و همکاران 2004). پزشکی. تا به امروز، هیچ درمان دارویی برای FOD یافت نشده است که نسبت به دارونما تاثیر گذارتر باشد (برای بررسی درمان های دارویی، به Meston و همکاران 2004 مراجعه کنید). شیوع بالای عوارض جانبی جنسی دارد که شامل مهار کردن یا تاخیر در به اوج لذت جنسی می شود، که بصورت درمان ضد افسردگی به آن اشاره شده است. اگر بیمار در حال مصرف مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین و مشکلات ارگاسم باشد، به نظر می رسد که همزمان با شروع درمان مواد مخدر به وجود آید، پزشکان ممکن توصیه کنند که یک تغییری در نسخه داروی ضد افسردگی به وجود آید به صورتی که سطح دوپامین و نوراپی نفرین نیز تاثیر گذار باشد. این خدمات عبارتند از بوپروپیون، نفازودون، و موکلوبماید. اختلالات درد جنسی DSM-IV-TR دو اختلال درد جنسی، واژینیسموس و مقاربت دردناک را مشخص میکند. در تعریف DSM-IV-TR، معیار کلیدی برای تشخیص واژینیسموس اسپاسم غیر ارادی مداوم یا عود سوم بیرونی واژن می باشد که با مقاربت جنسی تداخل ایجاد میکند. دو جنبه خاص این تعریف برای نظر و بررسی مفید می باشد. در مرحله اول، روشن است که انقباض عضلات کف لگن می تواند از نفوذ واژن جلوگیری کند، اما کار تجربی اخیر نشان داده است که مشکل دخول به واژن در زنان است، اسپاسم واژن حساس حس خاصی ندارد، گزارش شده است. (Reissinget و همکاران 2004). علاوه بر این، اگر چه واژینیسموس به عنوان یک اختلال درد طبقه بندی شده است و به نظر می رسد با درد تناسلی در اکثر موارد همراه است (TER Kuile و همکاران 2005) ، معیارهای تشخیصی DSMIV- TR مشخص نمی کند که درد باید برای تشخیص عیب وجود داشته باشد. این انتقادات در گزارش کنفرانس اخیر گرد همایی بین المللی در طبقه بندی ناتوانی جنسی در زنان مورد توجه قرار گرفتند (باسون و همکاران 2003)، که یک تجدیدنظر در واژینیسموس توصیه می شود که به شرح زیر است: مشکلات مداوم در اجازه ورود به واژن توسط آلت تناسلی مرد، انگشت، و / یا هر شی، علیرغم بیان تمایل زن به انجام این کار وجود دارد. یک متغیر غیر ارادی انقباض عضلات لگن ، (ترس) اجتناب و پیش بینی / ترس / تجربه درد در این حالت وجود دارد. اختلالات فیزیکی ساختاری و یا دیگر عوامل باید از بین روند/ شناسایی شوند. در مقابل معیارهای DSM-IV-TR، تعاریف پیشنهاد شده از واژینیسموس یک اسپاسم عضلانی به طور انحصاری به مهبل (واژن) موضعی را مشخص نمیکنند. این تعریف همچنین بر ویژگی های اختلال تاکید دارد که مکانیزم علت آن اختلالات اضطرابی می باشد. مقاربت دردناک یک اصطلاح گسترده ای مورد استفاده ای است که برای توصیف درد تناسلی در ارتباط با فعالیت جنسی می باشد و باعث پریشانی و یا مشکل فردی می شود. اما یک جنبه رسمی از تعریف نیست، مقاربت دردناک معمولا به عنوان توضیح یا سطحی (به عنوان مثال، در ارتباط با فرج و / یا ورودی واژن) و یا عمیق (مرتبط با اندام های شکم و یا داخلی، اغلب با کدکن آلت تناسلی مرتبط)، تعریف می شود. اغلب موارد به دارای مشخصات قبلی می باشد. DSMIV- TR مشخص می کند که مقاربت دردناک از درد تناسلی “منحصرا” توسط واژینیسموس، فقدان روانکاری، یا وضعیت پزشکی ایجاد می شود. در عمل، این معیار ممکن است منجر به محدود کردن و ایجاد مشکل شود، به عنوان علت درد تناسلی است که همیشه به طور انحصاری در مراقبت از آن دخیل نیست. بر این اساس، کمیته گردهمایی بین المللی توصیه به یک تجدید نظر جامع تر می کند که تعریف به شرح زیر است: “درد مداوم یا عود با تلاش یا کامل شدن وروود به واژن و / یا رابطه جنسی واژینال آلت تناسلی” (باسون و همکاران 2003). برخی از محققان بیشتر در مورد تظاهرات بالینی استدلال کردند که واژینیسموس و مقاربت دردناک تداخل به حدی است که جای ابهام است تا آنها را به عنوان اختلالات مجزا معرفی کنند (Kruiff و همکاران، 2000، Reissing و همکاران 1999). به دلیل اینکه بسیاری از مطالعات اپیدمیولوژیک هرگونه سوالی در مورد واژینیسموس را از بین می برد، شیوع این اختلال به خوبی برقرار نیست ، هر چند تخمین زده شده است که بین 1٪ و 6٪ باشد (لوئیس و همکاران 2004). اطلاعات بیشتر در مورد اپیدمیولوژی مقاربت دردناک وجود دارد، اگر چه تخمین بسته به موقعیت جغرافیایی و مجموعه می باشد (Weijmar شولتز و همکاران 2005). در یکی از بزرگترین بررسی های رایج که تا به امروز صورت گرفته است، لومن و همکاران (1999) گزارش دادند که حدود 16٪ از زنان آمریکایی گزارش درد جنسی مداوم یا عود در سال گذشته دادند که افراد سن بالا با احتمال پایین تر از درد جنسی در ارتباط بوده اند. این نتایج با مواردی که از یک بررسی اپیدمیولوژیک بزرگ انجام شده در فرانسه بود و در آن 5 درصد از زنان درد مقاربت جنسی “اغلب” و 19٪ درد مقاربت سبب شناختی زیستی. اگر چه به نظر میرسد گرفتگی واژن یک شاخص قابل اطمینان از واژینیسموس نباشد، افزایش تون عضلانی لگن و ضعف عضلانی بیشتری ممکن است شرایط درد جنسی را با و بدون مشکلات ورود به واژن را ایجاد کند (Reissing 2004 و همکاران). درد تناسلی ممکن است از انواع شرایط پزشکی و تغییرات آناتومیک بوجود آید که باید توسط معاینه پزشکی از بین رود. درد سطحی ممکن است نشانه ای از اختلالات پوستی موثر در دستگاه تناسلی خارجی، آتروفی واژن، تغییرات تشریحی، عفونت های دستگاه ادراری، آسیب، و سایر بیماری ها و عفونت های فرج باشد. درد عمیق ممکن است از فیبروئید رحم، اندومتریوز، بیماری ادراری و بیماری تخمدان، با وجود دیگر شرایط ایجاد می شود (برای بررسی رجوع شود به Weijmar Schultz و همکاران 2005). مشاهدات بالینی و تحقیقات نشان می دهد که اکثر زنان مبتلا به مقاربت دردناک سطحی، یک الگوی قابل اعتماد علامت دارند که شامل حساسیت به لمس و فشار هشتی ولو، یک منطقه از دستگاه تناسلی خارجی زن که شامل بافتهای اطراف واژن و مجرای ادرار باز می شود، می باشد. همچنین اریتم در منطقه حساس و لمس یا فشار منجر به ایجاد درد شدید، سوزش میشود (Pukall و همکاران 2005). یک عامل شناخته شده به عنوان سندرم دهلیزی وولو (VVS) وجود دارد، این اختلال جدا از سایر سندرمهای درد فرج به عفونت، آسیب، و غیره در نظر گرفته می شود. علت VVS نامشخص است ، اما چند مورد از تحقیقات، حساسیت فیزیولوژیکی هشتی فرج را تایید می کنند. زنان دارای VVS، اغلب سابقه عفونت مخمر دارند و حوادث هورمونی قابل توجهی در نوجوانی آنها وجود داشته است، از جمله شروع زودرس قاعدگی و استفاده زود هنگام از قرص های ضد بارداری (Pukall و همکاران 2005). ولوودینیا زمانی تشخیص داده می شود که درد خاص در هشتی فرج نیست و نسبت به دیگر آسیب شناسی قابلیت شناسایی ندارن. در مورد علت این اختلال شناخت کمتری صورت گرفته است. صرف نظر از عامل اصلی، درد ممکن است پس از تحریک اولیه خود از طریق تعدادی از مکانیسم، از جمله تغییرات روانی و عصبی باقی بماند. هنگامی که به عنوان یک اختلال درد به جای یک اختلال جنسی (Binik و همکاران 1999) شناخته می شود، نقش درد جنسی شباهت های بسیاری با علت ابتلا به کمردرد مزمن و سایر دردهای سندرم مزمن بیان شده است. به منظور تلاش برای منزوی کردن اجزای روانی و فیزیولوژیکی مراقبت از درد مزمن ورزش مشکوک وجود دارد، همانطور که آنها به طور جدایی ناپذیر با یک دیگر ارتباط دارند. حساسیت به مسیر عصبی محیطی و مرکزی حاکم درد فکر است که همراه با واکنش های روانی بوده ست که منجر به تشدید درد شده است (Weijmar Schultzو همکاران 2005). روانشناسی. نرخ بالا از اختلالات اضطرابی همراه و ویژگی اضطراب بالاتر در سراسر زیرگروه اختلالات درد جنسی یافت شده است. مطالعات زنان دارای مقاربت دردناک و VVS همچنین رااروتوفوبیا بیشتر و نگرش منفی نسبت به تمایلات جنسی در این افراد همراه بوده است (Weijmar Schultzet AL.، 2005) . با این حال، همه زنان اضطراب درد جنسی مربوط به رابطه جنسی را تجربه نکرده اند و مکانیسم هایی ایجاد شده بوسیله اضطراب منجر به شروع یک اختلال درد می شود که به خوبی شناخته نشده است. شواهد اولیه دلالت بر اضطراب به عنوان عامل حفظ بالقوه مهم درد جنسی دارد. پین و همکاران (2005) نشان دادند که زنان با آمادگی بالایVVS ، درد جنسی را گزارش داده اند. تحقیقات دیگر نشان می دهد که زنان با VVS فاجعه آمیز درد مقاربتی دارند، اما این درد در همه موارد موجود نیست (Pukall و همکاران 2002). پژوهش های صورت گرفته تا زمان کنونی، به وضوح “مشخصات” روانی در ارتباط با اختلالات درد جنسی را مشخص نکردند، و جهت علیت بین درد جنسی و علائم روانی به احتمال زیاد پیچیده است. علاوه بر علائم اضطراب و اروتو فوبیا، مطالعات افزایش علائم افسردگی، خصومت و ویژگی های روانی را گزارش دادند که البته تا حدودی در تمامی موارد اختلالات درد جنسی متناقض است (برای بررسی ویژگی های روانی در ارتباط با اختلالات درد جنسی رجوع شود به ، Weijmar Schultz و همکاران 2005). اگر چه سابقه تروما جنسی معمولا به عنوان یک عامل اتیولوژیک در اختلالات درد جنسی مشکوک است، آسیب جنسی تنها به واژینیسموس در ادبیات تجربی مرتبط است، و داده های مربوط به حمایت از این انجمن متناقض است (Weijmar Schultz و همکاران 2005). جای تعجب نیست که شرایط درد جنسی غالبا با سایر مشکلات جنسی، به ویژه مشکلات تحریک جنسی همراه است. تغییرات دستگاه تناسلی در طول تحریک جنسی شامل افزایش مهبل و ارتفاع رحم است. هنگامی که این تغییرات اتفاق نمی افتند، مقاربت ممکن است منجر به اصطکاک، پاره شدن، و تحریک بیش از حد ساختارهای تناسلی داخلی و در نتیجه، منجر به درد شود. برخی از نظریه پردازان بر این باورند که عدم تحریک جنسی آلت تناسلی یک عامل کلیدی در وضعیت درد جنسی است. با گذشت زمان، کاهش انگیختگی جنسی و ترس از درد، تصور برای تبدیل شدن به واکنشهای شرطی را در موقعیت های جنسی سبب شده است. اگر چه مطالعات آزمایشگاهی نشان داده است که اختلال اساسی پاسخ انگیختگی تناسلی در ارتباط با اختلالات درد جنسی بوده است، چه در شرایطی که درد جنسی است واکنش شرطی به صورت تجربی تعیین شود یا تعیین نشود. ارزیابی محل، کیفیت، شدت و مدت درد. استفاده از حساسیت زدایی منظم و دارای سابقه نسبتا طولانی در درمان اختلالات درد جنسی، به ویژه واژینیسموس، موفقیت های تجربی اندکی داشته است. در زمینه درمان های جنسی، تمرینات حساسیت زدایی منظم برای تمرین شب و آرامش، مستلزم همراه بودن با عادت تدریجی به لمس واژن و دخول اختصاص داده شده که معمولا با انگشتان دست زن و یا دستگاه های مصنوعی که به طور خاص برای این منظور طراحی شده است، شروع می شود. اگر چه یک کارآزمایی بالینی اخیر CBT برای واژینیسموس مادام العمر شامل حساسیت زدایی منظم به عنوان یک جزء درمان می باشد (TER Kuile و همکاران 2006)، اما اثر حساسیت زدایی منظم به تنهایی نامشخص است. روانشناختی. Glazer و همکاران (1995)، یک رابطه بین VVS و پاسخ غیر طبیعی عضلات کف لگن را مشاهده کردند (همچنین رجوع شود به White و همکاران 1997)، یک روش درمانی جدید با استفاده از الکترومیوگرافی همراه با بازخورد بصری ارائه کردند که توسط ابزار الکترونیکی توسعه یافته است. درمان طراحی شده است به منظور کاهش هیپر تونیسیتیو، افزایش قدرت و ثبات کف لگن می باشد. از آنجا که توسعه این درمان، بیوفیدبک با موفقیت در چندین کارآزمایی بالینی گنجانیده شده است. زنان تحت درمان آموزش برای استفاده از سنسور الکترومیوگرافی و دستگاه بیوفیدبک در کلینیک قرار گرفتند و پس از آن خواسته شد تا به یک پروتکل آموزش کف لگن استاندارد ، روزی دو بار در خانه تبدیل شود. پروتکل شامل تمرینات انقباض کف لگن در مدت زمان های مختلف (به عنوان مثال، انقباضات کوتاه در مقابل طولانی “استقامت” انقباضات، همه در حالت حداکثر شدت انجام است) دوره های استراحت جدا از هم تجویز می شوند. داده های کارآزمایی بالینی نشان می دهد که رویکرد آموزش کف لگن به طور قابل توجهی ، درد VVS را کاهش می دهدو ممکن است گاهی اوقات آن را از بین ببرد (Bergeron و همکاران 2001، Glazer و همکاران 1995، McKayو همکاران 2001). با این حال، میزان موفقیت درمان در این آزمون ها بطور قابل توجهی متفاوت است، و مطالعه بیشتری به منظور ارزیابی مقبولیت و اثربخشی این درمان در مقیاس وسیع مورد نیاز است. همکاری با یک درمانگر فیزیکی می تواند به درمان روانشناختی بر روی تکنیک های که توسط متخصصان در بافت عضلانی و همبند کف لگن ، کمک زیادی بکند. به عنوان مثال، یک درمانگر فیزیکی می توانید ماساژ خاص ترکیبی و کشش تکنیک برای اصلاح عضلات و بهبود ماهیچه ها، تجویز تمرینات برای کف لگن و گروه های عضلانی ، و تقویت کف لگن با استفاده از تحریک الکتریکی انجام دهد.(Rosenbaum 2005). پزشکی / جراحی. بی حس کننده های موضعی و داروهای دیگر گاهی اوقات برای کاهش درد تناسلی در کوتاه مدت استفاده می شود، اما هیچ موردی از استفاده از روش درمانی موضعی در مدیریت طولانی مدت از اختلالات درد جنسی وجود ندارد. به همین ترتیب، اطلاعات محدود در دسترس برای حمایت از استفاده از داروهای ضد افسردگی و ضد تشنج برای تسکین درد می باشد (Weijmar Schultzو همکاران 2005). هنگامی که مشتریان به درمان روانی و فیزیکی پاسخ نمی دهند، درمان جراحی ممکن است در نظر گرفته شود. در مطالعات زنان با VVS، برداشتن بافت دهلیزی فرج نشان داده شده است که به طور قابل درد تناسلی در میان اکثریت دریافت کنندگان را به طور قابل توجهی کاهش می دهد یا به طور کامل از بین می برد (Goldstein & Goldstein 2006 2006). عمل جراحی درجاتی از ریسک را به همراه دارد، درمان جراحی باید یک جایگزین پس از درمان های دارای ریسک های پایین که شکست خورده است، در نظر گرفته شود. با هر حال، قادر بودن به یک رابطه جنسی به معنای ناراحت بودن نیست که در زمان فعلی وجود ندارد، و نه اینکه رابطه جنسی لزوما لذت بخش است. بنابراین، در ارزیابی هر نتیجه درمان، بسیار مهم است که از نظر بهبود در درد تناسلی خود گزارش و همچنین بهبود در عملکرد جنسی )به عنوان مثال، میل جنسی و انگیختگی) مورد بررسی قرار گیرد. نتیجه گیری به جای اتخاذ و یا اجتناب از یک مدل به طور انحصاری پزشکی یا روانی جنسی، روند در ادبیات بالینی اخیر به طور فزاینده متفاوت از مشکلات جنسی زنان می باشد.ترجمه برجسته تبلیغات و شعارهای “زیستی روانی اجتماعی” با توجه به فرضیه تجربی و روش های درمان ارزیابی می شود، با این حال، یک چالش قابل توجهی باقی مانده است. خلاصه نکات بررسی مشکلات جنسی زنان باید از منظر روانشناسانه زیستی و با توجه به وضعیت فرهنگی، رشد و نمو، روحی، روانی و زمینه های مرتبط با سلامت ارزیابی شود. Department of Psychology, University of Texas at Austin, Austin, Texas 78712 منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان : مرکز مشاوره خانواده - اختلالات جنسی در زنان
جمعه 13 اردیبهشت 1398 :: 13:27 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
با سلام حدود 7 سال میشه که ازدواج کردیم و یک فرزند دختر هم داریم از زمانی که برای خانمم گوشی خریدم و لاینو رو نصب کرد مدام در این لاین بود به بهانه لاین خانوادگی و خواهرم و .... تا اینکه یک روز نیاز به تلفنش پیدا کردم و متوجه پیام های اون با یک فرد دیگه شدم که حتی از مسایل جنسی نیز بود بعد از اینکه فهمیدم اولش دروغ گفت که نه این ماله من نیست ولی بعدش گفت که دوروزه و بعد بالاخره متوجه شدیم که یک هفته است و حتی غیر از چت تلفنی نیز ارتباط بوده خیلی شکست خوردم من همسرمو خیلی دوستش دشتم براش هر کاری میکردمو و همیشه به امید دیدنش ظهر ها به خونه میومدم حالا با وجود اینکه گفت از کارم پشیمونم و فقط برای یک شوخی و اذیت کردن طرف بوده و کلی گریه موضوع را مخفی کردمو وبخشیدمش والانم لاینو تمام برنامه های چت رو پاک کردم هر روز از بابت این موضوع قلبم درد میگیره چه کار کنم تا حالا حتی یک بار هم بهش خیانت یا فکر خیانت نداشتم خب در بیشتر این موارد بحث روابط جنسی وجود نداره و بیشتر بخاطر نوعی کنجکاوی تلقی میشه ... متاسفانه ما هنوز نمیدونیم از این نرم افزارها چطور استفاده کنیم و به همین خاطر بیشتر انگشت اتهام به سمت این مسایل هست ... بهتره با تمام سختی یاد این اتفاق رو در ذهنتون کمرنگش کنید .... چون قصد خیانتی در کار نبوده و یک رفتار سادلوحانه بوده و بس منبع: مشاورکو: مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین - خیانت همسر
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1398 :: 13:37 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
بله، پریود شما به صورت قابل توجهی دارای یک سری مزایایی می باشد. تمامی شب های بی خوابی به دلیل گرفتگی عضلانی وحشتناک ناشی از قاعدگی و سردردها، در نهایت جبران می شوند – پریود شما دارای یک سری مزایایی می باشد که می تواند برای سلامتی شما مناسب باشد. قاعدگی باید به عنوان یک مورد شگفت انگیزی در زندگی زنان در نظر گرفته شود. در حالیکه برخی از زنان در برخی مواقع با استفاده از داروهای کنترل تولد و سایر روش ها می توانند منجر به خاتمه یافتن یا پیشگیری از پریود خودشان شوند، ولی مزایای مربوط به قاعدگی بیشتر از زیان های آن می باشد. در ادامه یک سری از مزایای قابل توجهی مربوط به پریود شما بیان شده است: قاعدگی شما می تواند در مورد بیماریهای آینده به شما هشدار بدهد برخی از زنان جریان قاعدگی سنگین و طاقت فرسایی را تجربه می کنند، یا بعد از یک دوره طولانی مدت بدون پریود می باشند که نشان دهنده وجود داشتن یک مشکل در بدن آنها می باشد و باعث می شود که این افراد نسبت به وجود یک سری تغییراتی مطلع باشید. زمانی که شما دارای یک بیماری قلبی، دیابت یا سایر مشکلات سلامتی تولید مثلی باشید، سیکل پریود شما متوقف خواهد شد. شما خوش شانس هستید، زن بودن به شما کمک می کند که نسبت به سلامتی خودتان هوشیار باشید. قاعدگی شما می تواند منجر به زیباتر شدن شما شود با این وجود بعد از گذشت چند روز، سطح استروژن شما افزایش می یابد و منجر به انتشار اندورفین هایی می شود که می تواند منجر به ایجاد احساس هشیاری، خوشحالی و سرحال بودن در شما شود. شما به یک احساس فعال بودنی دست پیدا می کنید که تقریبا هر چیزی را می توانید انجام بدهید. افزایش سطح استروژن بدن شما باعث خواهد شد که شما احساس جذابیت و زنانگی بیشتری داشته باشید، چرا که بخاطر تاثیر استروژن بر روی نحوه کنترل عواطف توسط مغز شما، منجر به متوقف کردن استرس شما می شود. صورت شما به طور قطع سرخ تر خواهد بود و پوست شما نرم و لطیف به نظر خواهد رسید. همچنین جوش های شما از بین خواهند رفت. پریود شما کمک می کند تا یک سطح متفاوتی از لذت جنسی را تجربه کنید در واقع بر اساس نظر پزشکان، رابطه جنسی در طول پریود از نظر بالینی مشکلی ندارد. زمانی که یک زن دچار پریود می شود، شهوت جنسی وی افزایش می یابد. پریود شدن به شما کمک می کند که به ارگاسم هم دست پیدا کنید، چرا که در طول پریود شدن، بخش های تناسلی شما حساسیت بیشتری پیدا می کنند. پریود شما به صورت طبیعی شما را تمیز می کند خود قاعدگی یک تمیزکننده طبیعی می باشد. سیکل شما عبارت از روش بدن شما برای تمیز کردن و بیرون ریختن مواد سمی به صورت طبیعی می باشد. بدن شما در طول پریود شما آهن اضافی را تخلیه می کند. بیرون ریختن آهن اضافی در کاهش ریسک بیماری قلبی – عروقی مفید می باشد. با این وجود استفاده از مکمل های آهن همچنان مفید می باشد، به خصوص برای زنانی که در طول قاعدگی دچار سرگیجه می شوند. پریود شما کمک می کند تا زندگی طولانی مدت تری داشته باشید براساس مطالعات صورت گرفته توسط کارشناسان حوزه طول عمر، کاهش آهن می تواند در کاهش ریسک آسیب و بیماری قلبی مفید باشد. دلیل مربوط به طول عمر در برخی مواقع مربوط به جنسیت می باشد. دچار پریود شدن در حالت کلی یک مورد بدی نمی باشد. برخی از فواید مربوط به قاعدگی بدون شواهد علمی می باشد، با این وجود دچار قاعدگی شدن یک مورد طبیعی در زندگی یک زن می باشد. بدن شما این فرآیند را به عنوان یک مورد عادی تشخیص می دهد. جنبه های مثبت پریود را مد نظر قرار بدهید و زن بودن را دوست داشته باشید. |
|||||||||||