|
جمعه 01 دی 1402 :: 19:02 :: نويسنده : moshaverezanashoyi12
قصه کودکانه در مورد حرف شنوی به کودکان می آموزد که حرف شنوی یکی از مهم ترین ویژگی های یک انسان خوب است. حرف شنوی باعث می شود که کودکان از خطرات دوری کنند و به سلامت خود آسیب نرسانند. قصه کودکانه در مورد حرف شنوی از خود و دیگران در برابر خطرات محافظت کنند. ۱.قصه آنوشا، دختر حرف شنو اونوشا به حرف مادرش گوش نکرد و از روی پله ها بالا و پایین پرید. یک دفعه، حواشش پرت شد و زمین خورد. پایش شکست و به بیمارستان رفت. وقتی آنوشا از بیمارستان مرخص شد، مادرش به او گفت: «اگه حرف گوش می کردی، پایت نمی شکست.» اونوشا از اینکه حرف مادرش را گوش نکرده بود، پشیمان شد. او قول داد که همیشه حرف گوش کند. از آن روز به بعد، آنوشا همیشه حرف مادرش را گوش می کرد. او دیگر از روی پله ها بالا و پایین نمی پرید و حواسش به حرف های مادرش بود. یک روز، آنوشا با پدرش به بازار رفته بود. پدرش به او گفت: «از این خیابان رد نشو که خطرناکه.» اونوشا به حرف پدرش گوش کرد و از آن خیابان رد نشد. او به جای آن، از خیابان دیگری رد شد که امن تر بود. پدر آنوشا از اینکه او حرفش را گوش کرده بود، خیلی خوشحال شد. او به آنوشا گفت: «خیلی خوشحالم که بالاخره حرف گوش می کنی.» اونوشا لبخندی زد و گفت: «من همیشه حرف شما رو گوش می کنم.» از آن روز به بعد، آنوشا همیشه حرف پدر و مادرش را گوش می کرد. او می دانست که حرف شنوی خیلی مهم است و می تواند از او در برابر خطرات محافظت کند.
۲.قصه حسنی حرف گوش کن یک روز، مادر حسنی به او گفت: «حسنی جان، امروز می خواهیم برویم پارک.» حسنی با خوشحالی گفت: «باشه، مامان.» حسنی و مادرش وسایل مورد نیازشان را جمع کردند و راهی پارک شدند. وقتی به پارک رسیدند، مادر حسنی به حسنی گفت: «حسنی جان، لطفاً از درختان بالا نرو.» حسنی با بی حوصلگی گفت: «چرا؟» مادر حسنی گفت: «چون خطرناک است.» حسنی گفت: «من که بلدم از درختان بالا برم.» و بدون توجه به حرف مادرش، از درختی بالا رفت. حسنی تا بالای درخت رفت و داشت از آن لذت می برد که ناگهان شاخه درخت شکست و حسنی افتاد. حسنی زمین خورد و از ناحیه دستش آسیب دید. مادر حسنی با دیدن حسنی که روی زمین افتاده بود، خیلی ناراحت شد و به او گفت: «حسنی، ببین چه کار کردی؟ به حرف من گوش نمی دهی و حالا آسیب دیدی.» حسنی با ناراحتی گفت: «آخ، دستم درد می کند.» مادر حسنی حسنی را به خانه برد و دستش را پانسمان کرد. حسنی بعد از این ماجرا فهمید که حرف گوش نکردن کار اشتباهی است. او از مادرش عذرخواهی کرد و قول داد که از این به بعد همیشه به حرف های او گوش دهد.
نتیجه پیشنهاد مشاور: ۲۲ داستان آموزنده جدید کودکانه
۳. قصه درمانی برای لجبازی یک روز، مادر لیلی به او گفت: “لیلی، امروز باید بروی به خانه مادربزرگت. او بیمار است و به کمکت نیاز دارد.” لیلی با عصبانیت گفت: “من نمیروم! من از مادربزرگت بدم میآید.” مادر لیلی گفت: “لیلی، این کار درستی نیست. مادربزرگت خیلی دوستت دارد و به کمکت نیاز دارد.” منبع:کانون مشاوران ایران-قصه کودکانه در مورد حرف شنوی ✔️ ۵ داستان آموزنده
|
|||||||||||